مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٧٢ - بیمه عمر
بلکه اساسش رباست و بیمه در آن یک امر فرعی است. در بیمه به شرط فوت، شخص اینطور قرارداد بیمه میبندد که مثلًا از حالا تا ده سال دیگر ماهانه یا سالانه فلان مبلغ میپردازد و اگر در خلال این مدت فوت کرد، مؤسسه بیمه متعهد است که فلان مبلغ به ورثه او بپردازد. این در صورتی است که خودش پول بیمه را بدهد. گاهی شخص سومی میآید کسی را بیمه میکند به شرط فوت؛ به مؤسسه بیمه میگوید من برای فلان کس سالی فلان مبلغ میپردازم به شرط اینکه اگر او در این بین فوت کرد، تو این مقدار به من بدهی. در این صورت شخص بیمه شده دیگر طرف بیمه نیست، بلکه خودش موضوع بیمه میشود. قهراً این گونه بیمهها- مخصوصاً دومی- ممکن است از نظر اخلاقی اندکی مذموم و لااقل مکروه باشد و بلکه شدیدتر از مکروه [١] چون در فقه، معاملاتی که خود به خود سبب میشود که انسان آرزویی بکند که آن آرزو به نفع مردم نیست، چندان مطلوب نیست، مثل کفن فروشی. کفن فروشی چرا مکروه است؟ چون بدیهی است هر معاملهگری دلش میخواهد معاملهاش رایج باشد. او نیز ته دلش آرزو میکند که مشتریهایش زیاد شود و نتیجه آن هم معلوم است. البته اطبا از این مسئله مستثنی هستند! (خنده حضار). در بیمه به شرط فوت اگر شخص سومی بیاید چنین قراردادی ببندد، قهراً اگر در این بین فرد بیمه شده نمیرد به نفع مؤسسه بیمه است و اگر بمیرد به نفع بیمه گزار است. خواه ناخواه بیمه گزار ته دلش چنین آرزویی پیدا میشود که قبل از انقضاء مدت، آن شخص بمیرد برای اینکه او بتواند وجه بیمه را از مؤسسه بیمه بگیرد. مسلّم میتوان گفت که این نوع بیمه معاملهای است مکروه شارع. ولی اگر وجه بیمه را خود شخص بپردازد، بعید است که چنین آدمی در دنیا پیدا بشود که آرزو کند خودش زودتر بمیرد برای اینکه بیمهگر پول را مثلًا به ورثهاش بدهد.
در بیمه به شرط حیات، قضیه برعکس است. این نوع بیمه ممکن است از نظر بیمهگر غیر اخلاقی باشد. بیمه به شرط حیات به این صورت است که شخصی خود را برای مدت معین بیمه میکند که اگر در این مدت فوت نکرد، مؤسسه بیمه فلان
[١] [آن نوع از بیمه به شرط فوت که شخص سومی کسی را بیمه میکند، علاوه بر مکروه بودن اشکالی نیز دارد و آن این است که در این عمل، ماهیت بیمه که تأمین است برای آن شخص سوم وجود ندارد و این کار برای او یک شرطبندی است. این مطلب را استاد شهید در بخش پرسش و پاسخ توضیح میدهند.]