مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢٨ - یادداشتهایی از استاد شهید بر جزوه آقای مهندس طاهری
نکردی ولی پولش را باید بدهی. اما یک نوع دیگر اجاره هست که در آن، موجر به وقت و نیرو و غیره کار ندارد، نفس کار را میخواهد. مثل اینکه شما پارچهای را نزد خیاط میبرید و به او میگویید اگر لباس مرا این گونه دوختی، من این قدر به تو مزد میدهم. در اینجا شما خیاط را برای یک مدت معین اجیر نمیکنید، بلکه در مقابل این کار به او مزد میدهید. کار طبیب از این قبیل است. شخص به طبیب میگوید شما مثلًا نسخه بده یا معاینه کن- نمیگوید تو یک ساعت یا دو ساعت اجیر من هستی- من در مقابل این کار مزد میدهم. بنابراین ایندو را نباید با همدیگر اشتباه کرد.
یادداشتهایی از استاد شهید بر جزوه آقای مهندس طاهری
در تعریف ربا میگوید: اخذ اضافه در معامله مثلین.
البته این تعریف به حسب اصطلاح فقهی شامل ربای معاملی میشود نه ربای قرضی، ولی مقصود نویسنده اعم است. اینجا میتوان بحثی را آغاز کرد و گفت اساس ربا همان ربای معاملی است و قرض حریم آن است، عکس آنچه قبلًا گفتهایم؛ ولی بسیار مشکل است. بحث دیگر این است که در قرآن، بیع در مقابل ربا قرار گرفته است. آیا مقصود خصوص ربای قرضی است و یا شامل ربای معاملی هم میشود که خود نوعی بیع است؟ اگر مقصود خصوص ربای قرضی باشد باید بگوییم مقصود این است که ربا مطلقاً حرام است و بیع حلال است الّا برخی بیعهای ربوی.
پس طبیعت بیع در مقابل طبیعت ربا قرار نگرفته است، یعنی بسیار مستبعد است که بیع در مقابل ربا قرار گیرد و بعضی افراد بیع خارج شود و داخل در طرف مقایسه قرار گیرد. و اگر مقصود اعم باشد، معلوم میشود که قرآن معامله مثل به مثل را بیع نمیداند. بیع چیزی جز این نیست که مبادله واقعی میان کالاهای مورد احتیاج صورت گیرد. معاوضه یک شیء به همجنس خودش مبادله واقعی نیست، بلکه فقط همان اضافه گرفتن است. حقیقت بیع، مبادله احتیاجات است و حقیقت ربا اضافه گرفتن است، و اگر معامله مثل به مثل بشود ولو به صیغه «بِعْتُ» و «اشْتَرَیتُ» باز همان اضافه گرفتن است نه مبادله. ضمناً معلوم میشود که اسلام ماهیت بیع را به صیغه و لفظ و «بعت» و «اشتریت» نمیداند، به مبادله واقعی دو جنس مختلف میداند. اصلًا باید دید در همه روایات، معامله مثل به مثل به نام بیع نامیده شده یا