مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣٠ - یادداشتهایی از استاد شهید بر جزوه آقای مهندس طاهری
معامله نقدی بر زیادتر از مبلغ واقعی نیز صحیح است و احیاناً بیانصافی از یک طرف و گشادبازی از طرف دیگر هست ولی ربا نیست. خلاصه لیبرالیسم در تجارت قابل جلوگیری، و تعیین نرخ عادلانه به سود مصرف کننده و خریدار است به خلاف نسیه که از نوع معامله مضطر است که جلوگیری از آن به زیان خریدار است که نوعی مضطر است. به هرحال معامله نسیه در اسلام از قبیل معامله مضطر است که فروشنده یا خریدار باشد. مضطر چارهای ندارد از اینکه به کمتر از قیمت عادله در بازار آزاد بفروشد و به بیشتر از قیمت عادله بخرد. زیاده قیمت توافق شده بر قیمت واقعی ولو در اثر اضطرار یک طرف- که یک نوع آن اضطرار نسیه بخر است- نباید ربا تلقی شود و ربا نیست. تأثیر عامل زمان در حقیقت به نسبت فرق میکند چون مبین میزان اضطرار است.
***. در صفحه ... مسئله اینکه ارزش پول ارزش واقعی نیست و اعتباری است و برای این است که مقیاس و معیاری برای ارزشها باشد، طرح شده است. (البته به صورت دیگر طرح شده که ارزش پول نه واقعی است و نه مبادلهای، ولی بیانشان ناقص است و بیان صحیح همین است که ما گفتیم.) پس پول کالا نیست و در مرابحه، پول تغییر عنوان داده و به صورت کالا درآمده و برایش اجاره معین شده است و این دو عیب دارد. یکی اینکه پول که باید واسط و رابط باشد و همیشه در گردش، متمرکز میشود و هم راکد و حال آنکه پول نباید متمرکز یا راکد بشود. و دیگر اینکه چیزی که کالا نیست به صورت کالا در میآید و خاصیت کالا یعنی کرایه برایش معین میشود. میگویند اختلاف اصلی طرفداران و مخالفان ربا در همین است که طرفداران، پول را نیز نوعی کالا میشمارند برخلاف مخالفان.
ولی ما در بحث ربا گفتهایم که این فلسفه اولًا با نظر اسلام سازگار نیست، چون از نظر اسلام مطلقِ قرض و مطلقِ معامله مثلین رباست و اختصاص به پول ندارد.
پس علتی شاملتر و جامعتر لازم است. ثانیاً واقعاً چه فرقی هست میان پول و کالا؟
پول علی الفرض جوهر ارزش کالاست یا ارزش تجسم یافته کالاهاست؛ یعنی وقتی که کسی کالای خود را به دیگری واگذار میکند، دو راه برایش هست: یکی اینکه کالای دیگر ارزشداری در مقابل بگیرد، دیگر اینکه نفس ارزشی برابر ارزش آن کالا تحویل گیرد. ولی خود ارزش ذاتاً چیزی نیست که مستقل از هر مادهای