مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١٢ - ١ اجاره
مواجه با مشکلاتی خواهند شد. برای رفع این مشکلات بعدها که جامعه اندکی تکامل پیدا کرد، چیزی را پیدا کردند که واسط و رابط باشد و به آن ارزش دادند برای اینکه مبادلات را آسان کند، و آن پول است. [آقای مهندس طاهری] میگویند پول از آن جهت که پول است در واقع سرمایه نیست، یک امر قراردادی است و امر قراردادی نمیتواند سود داشته باشد. حالا اگر لازم باشد، عبارت خود ایشان را میخوانم که جامعتر باشد.
نظریه صحیح
این بود چند- به اصطلاح- فلسفهای که برای ممنوعیت ربا در اینجا ذکر شد و من نتوانستم جز همان فلسفهای که به نظر خودم رسیده و طرح کردم، فلسفه دیگری را قابل قبول بدانم و در اینجا که در مورد نظریات مختلف قضاوت میکنم به نفع خودم قضاوت میکنم.
ماده نقض ها :
١. اجاره
مسئله دیگر که مهم است مسئله ماده نقضهاست، یعنی اینکه اگر ربا حرام است پس چرا چیزهای دیگری که مشابه رباست حرام نیست؟.
یکی از ماده نقضها اجاره است. کسانی که ربا را تجویز میکنند میگویند ربا کرایه پول است. کرایه گرفتن یا جایز است و یا جایز نیست. اگر جایز نیست هیچ اجارهای نباید در دنیا جایز باشد و اگر جایز است چه فرقی میکند که کرایه پول باشد یا کرایه خانه؟ براساس آن فلسفههایی که برای حرمت ربا گفته شد، جواب این اشکال فرق میکند. اگر نظر آقای مهندس طاهری را بخواهیم، میگوید: پول از آن جهت منفعت ندارد که سرمایه نیست و ارزش ندارد، ولی اجاره روی یک شیء ذی ارزش است که ارزش واقعی دارد. ارزش پول ارزش اعتباری است ولی ارزش مثلًا خانه ارزش واقعی است. ایشان مخصوصاً آن نظر آقای بهشتی را که اجاره براساس استهلاک است، رد میکنند و گفتهاند هرگز چنین چیزی نیست. در عمل هم ما میبینیم چنین چیزی نیست. اصلًا بسیاری از چیزها را که اجاره میدهند نه تنها استهلاک سرمایه نیست بلکه بسا هست که به نفع آن سرمایه هم هست. مثلًا اسبی را