مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٥ - لااکراهَ فِی الدّین
میخواهند مسلمانان را از دین خودشان خارج کنند با آنها بجنگید تا اینکه این فتنه از میان برود. این هم خودش یک قید است. یک قید دیگر در آیه ٧٥ از سوره نساء است: وَ ما لَکمْ لاتُقاتِلونَ فی سَبیلِ اللَّهِ وَ الْمُسْتَضْعَفینَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ ای مسلمانان! چرا در راه خدا و در راه آن مردمی که بیچارهاند از مرد و زن و بچه، بیچارگانی که گرفتار شدهاند، چرا برای نجات اینها نمیجنگید؟
حمل مطلق بر مقید
این پنج آیهای که خواندم نشان داد که دستور اسلام در موضوع جنگها اگر در بعضی آیات، مطلق است در بعضی دیگر مقید است، و روی قاعده مسلّم عرفی و اصولی، مطلق را باید حمل بر مقید کرد.
یک سلسله آیات در قرآن داریم که در آن آیات تصریح میکند که دین باید با دعوت درست بشود نه با اجبار. این هم باز مؤید این مطلب است که اسلام نظریهاش این نیست که به زور به مردم بگوید باید مسلمان بشوی و اگر نه کشته میشوی. این آیات هم به شکل دیگری مفهوم آن آیات مطلق را روشن میکند.
لااکراهَ فِی الدّین
یکی جملهای است که جزء آیة الکرسی و معروف است: لا اکراهَ فِی الدّینِ قَدْ تَبَینَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَی در کار دین اجبار وجود ندارد، راه حق از راه باطل آشکار است؛ یعنی شما راه را روشن برای مردم بیان کنید که حقیقت خودش آشکار است.
اجباری نباید در کار دین باشد، یعنی کسی را نباید مجبور کرد به اینکه دین اسلام اتخاذ کند. این آیه صریح است در مدعا. در تفاسیر نوشتهاند که مردی انصاری که قبلًا بت پرست بود دو پسر داشت که مسیحی شده بودند. این پسرها به مسیحیت- که به آن گرایش پیدا کرده بودند- علاقهمند بودند. اما پدر مسلمان بود و خیلی ناراحت از اینکه دو پسرش مسیحی شدهاند. آمد خدمت رسول اکرم و گفت: یا رسول اللَّه! من چه کنم، این بچهها مسیحی هستند، هرکاری میکنم مسلمان نمیشوند، آیا اجازه میدهی اینها را مجبور کنم از دینشان دست بردارند و مسلمان بشوند؟ فرمود: نه، لا اکراه فی الدین ..
و باز در شأن نزول آیه نوشتهاند که در مدینه- چنانکه میدانید- دو قبیله