مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٧ - درس هشتم ابواب و رئوس مسائل فقه (٣) ایقاعات
٢. کتاب الخُلع و المبارات. خُلع و مبارات نیز دو نوع طلاق بائن است. «خُلع» طلاقی است که کراهت از طرف زوجه است و زوجه مبلغی به مرد میپردازد و یا از همه و یا قسمتی از مهر خود صرف نظر میکند که مرد حاضر به طلاق شود، همینکه مرد طلاق داد حق رجوع از او سلب میشود مگر اینکه زوجه بخواهد آنچه بذل کرده پس بگیرد، در این صورت زوج نیز حق رجوع دارد.
«مبارات» نیز نوعی طلاق بائن است مانند «خُلع» با این تفاوت که کراهت طرفینی است و در عین حال زوجه مبلغی بذل میکند برای طلاق. تفاوت دیگر این است که مقدار مبذول در «خُلع» حد معین ندارد ولی در «مبارات» مشروط است که بیش از مهر زوجه نباشد.
٣. کتاب الظِّهار. «ظِهار» در جاهلیت نوعی طلاق بوده است به این ترتیب که زوج به زوجه میگفت: «انْتِ عَلَی کظَهْرِ امّی» یعنی تو نسبت به من مانند پشت مادرم هستی. و همین کافی بود که زوجه مطلقه شناخته شود. اسلام آن را تغییر داد. از نظر اسلام «ظهار» طلاق نیست ولی اگر کسی چنین کاری کند باید کفّاره بدهد و تا کفاره نداده است نزدیکی با آن زن بر او حرام است. کفّاره ظهار آزاد کردن یک بنده است؛ اگر ممکن نشد، دوماه متوالی روزه گرفتن، و اگر ممکن نشد شصت مسکین اطعام کردن.
٤. کتاب الایلاء. «ایلاء» یعنی سوگند خوردن، ولی در اینجا منظور سوگند خاص است و آن اینکه مردی برای زجر همسرش سوگند یاد کند که برای همیشه و یا مدت معین (بیش از چهارماه) با او نزدیکی نخواهد کرد. اگر زن شکایت کند حاکم شرعی او را مجبور میکند به یکی از دو کار: نقض سوگند یا طلاق زوجه. اگر مرد سوگند خود را نقض کند البته باید کفّاره سوگند خود را بپردازد. نقض سوگند همه جا حرام است ولی در اینجا واجب است.
٥. کتاب اللِّعان. «لِعان» نیز مربوط است به روابط خانوادگی زن و شوهر. لعان به اصطلاح نوعی مباهله یعنی نوعی نفرین طرفینی است و این در صورتی است که مردی همسر خود را متهم به فحشاء نماید و یا فرزندی را که آن زن در خانه او آورده از خود نفی کند و بگوید فرزند من نیست. البته نفی ولد مستلزم متهم ساختن به عمل فحشاء نیست زیرا ممکن است فرزندی از طریق شبهه- نه زنا- به وجود آمده باشد.
اگر کسی زنی را متهم به فحشاء کند و نتواند چهار شاهد عادل اقامه کند، بر