مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٣ - شرایط جنگ
چون هیچ چیز ندارد، جامعه و قانون و تشکیلات اجتماعی براساس مسیحیت ندارد تا قانون جهاد هم داشته باشد. در مسیحیت چیزی نیست، چهار تا دستور اخلاقی است، یک سلسله نصیحتهاست از قبیل اینکه راست بگویید، دروغ نگویید، مال مردم را نخورید؛ این دیگر جهاد نمیخواهد. اسلام یک دینی است که وظیفه و تعهد خودش را این میداند که یک جامعه تشکیل بدهد. اسلام آمده جامعه تشکیل بدهد، آمده کشور تشکیل بدهد، آمده دولت تشکیل بدهد، آمده حکومت تشکیل بدهد، رسالتش اصلاح جهان است؛ چنین دینی نمیتواند بیتفاوت باشد، نمیتواند قانون جهاد نداشته باشد، همچنانکه دولتش نمیتواند ارتش نداشته باشد. مسیحیت دایرهاش محدود است و اسلام دایرهاش وسیع است. مسیحیت از حدود اندرز تجاوز نمیکند، اما اسلام تمام شئون زندگی بشر را زیر نظر دارد، قانون اجتماعی دارد، قانون اقتصادی دارد، قانون سیاسی دارد، آمده برای تشکیل دولت، تشکیل حکومت؛ آنوقت چطور میتواند ارتش نداشته باشد؟ چطور میتواند قانون جهاد نداشته باشد؟
اسلام و صلح
پس اینکه یک عده میگویند دین باید همیشه با جنگ مخالف باشد و باید طرفدار صلح باشد نه طرفدار جنگ چون جنگ مطلقاً بد است، اشتباه است. دین البته باید طرفدار صلح باشد، قرآن هم میگوید: وَالصُّلْحُ خَیرٌ [١] صلح بهتر است، اما بایستی طرفدار جنگ هم باشد، در آنجا که طرف حاضر به همزیستی شرافتمندانه نیست و به حکم اینکه ظالم است و میخواهد به شکلی شرافت انسانی را پایمال کند ما اگر تسلیم بشویم ذلت را متحمل شدهایم و بیشرافتی را به شکل دیگری متحمل شدهایم. اسلام میگوید: صلح، در صورتی که طرف آماده و موافق با صلح باشد؛ اما جنگ، در صورتی که طرف میخواهد بجنگد.
شرایط جنگ
مسئله دوم این است که اسلام در چه شرایطی میگوید جنگ کنید. اولین آیهای
[١] نساء/ ١٢٨