مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٠١ - مرز اشتراک اسلام و سوسیالیسم
میداند، ولی اسلام مالکیت اشتراکی کار را نیز نمیپذیرد، یعنی طرفدار این اصل نیست که «کار به قدر استعداد و خرج به قدر احتیاج». نمیگوید همه ملزمند که کار کنند و محصول کارشان الزاماً به اجتماع تعلق دارد. آری، افراد میتوانند بالاشتراک کار کنند و کار اشتراکی انتخاب کنند، همان طوری که زارعین در قدیم بالاشتراک کار میکردند و روی حساب معین که مثلًا دهقان چقدر ببرد و سالار چقدر و گاو چقدر، آخر کار زراعت را میان خودشان تقسیم میکردند؛ یا چند نفر بالاشتراک دیمه کاری یا گوسفندداری میکردند. اما مردم ملزم نیستند که هر کسی به قدر استعداد کار کند و به قدر احتیاج محصول بردارد.
پس آن مقدار از سوسیالیسم از نظر منطق و از نظر اسلام قابل توجیه است که قسمتی از سرمایهها یعنی سرمایههای عمومی بالاشتراک باشد، و اما کار بالاشتراک را که الزامی و اجباری باشد هیچ گونه نمیتوان از اسلام استنباط کرد مگر اینکه در موارد خاصی یعنی در زمینهای عمومی یا کارخانههای عمومی طوری باشد که کار فردی میسر نباشد؛ و تازه اگر هم اینطور باشد نه چنین است که مالکیت فردی در کار نیست، بلکه محصول بالسویه یا بالتفاوت طبق قرارداد میانشان تقسیم میشود و هر فردی مالک فردی سهم خود خواهد بود. پس اگر مشخص اصلی سوسیالیسم را اشتراک سرمایه بدانیم اسلام یک مسلک اشتراکی است، و اگر مشخص اصلی آن را اشتراک در کار بدانیم، اسلام یک مسلک اشتراکی نیست. ما در ورقههای «اسلام، سرمایه داری، سوسیالیسم» مضار و مفاسد مالکیت سرمایه و منابع تولید را از یک طرف و مضار و مفاسد سلب مالکیت فردی را از محصول کار شخصی مفصلًا ذکر کردهایم و منطق اعتدالی اسلام را مشخص کردهایم.
خلاصه مطالب از صفحه ٤٩٢ تا اینجا:.
الف. مشخص و فصل ممیز رژیم اقتصادی جدید، یعنی بعد از رژیم فئودالیسم، خرید و فروش و تجارت با نیروی کار نیست آنطور که سوسیالیستها- و شاید دیگران هم- ادعا کردهاند، بلکه مشخص اصلی ماشین یعنی اختراعی است که تنها ابزار کار انسان نیست بلکه مثل خود انسان به وجود آورنده کار و منبع کار است به مقیاس صدها برابر انسان ..
ب. فرضاً قبول کنیم که «ارزش کار»، قدرت ایجاد ارزش یک چیز تابع