مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤١٩ - علم اقتصاد
موضوع بحث و مطالعه علم اقتصاد همین قوانین ابتدائی است که انتظام دهنده روابط تولید اجتماع سرمایه داری (تجاری) میباشد.
از اینجا معلوم میشود که مقصود نویسنده از «روابط اقتصادی» که در آغاز مطلب گفت، روابط طبیعی است، زیرا روابط اعتباری و قراردادی در اجتماع اشتراکی نیز هست و آنچه مایه اختلاف اجتماع اشتراکی و اجتماع سرمایه داری هست این است که اجتماع سرمایه داری با قوانین طبیعی اداره میشود و اجتماع اشتراکی با قوانین ارادی و اختیاری.
سپس میگوید:.
ممکن است از آنچه گذشت چنین نتیجه بگیریم که علم اقتصاد در اقتصاد طبیعی قدیمی و اجتماع کمونیستی که هر دو به واسطه اراده باشعور یگانهای اداره میشوند هیچ موضوعی که قابل بحث باشد نخواهد یافت.
البته برای مطالعه روابط تولید اجتماع آینده که بدون شک هزار بار غامضتر از روابط تولید اقتصاد طبیعی قدیمی خواهد بود علم مخصوصی لازم خواهد آمد، ولی در هر صورت آن علم، اقتصاد نخواهد بود.
در اینجا این پرسش پیش میآید که اولًا آیا علم اقتصاد اختصاص دارد به اجتماع سرمایه داری، و حتی در اجتماع اشتراکی اولیه و اجتماع فئودالیستی نیز علم اقتصاد معنی ندارد؟ یا فقط در اجتماعاتی که با اراده و شعور و تدبیر اداره میشوند و قوانین طبیعی حکمفرما نیست اقتصاد نیست و هرجا که هست اقتصاد هم هست؟ قطعاً شقّ دوم صحیح است. پس آنچه گفته شد که «موضوع بحث و مطالعه علم اقتصاد قوانین ابتدائی است که انتظام دهنده روابط تولید اجتماع سرمایه داری (تجاری) است» ناقص است مگر آنکه گفته شود مقصود از اجتماع سرمایه داری تجاری، مطلق اجتماعات مبادلهای است، پس این اشکال وارد نخواهد بود.
ثانیاً همان طوری که اجتماع فئودالی روی قوانین خاص اقتصادی منتهی به سرمایه داری و سرمایه داری منتهی به سوسیالیستی میشود، اجتماع اشتراکی اولیه