مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١٤ - ٢ نسیه
بیشتر تکیهشان در ماده نقض، مسئله نسیه بود و آن این است که چه فرقی میان ربا و نسیه است؟ چرا ربا حرام است و معامله نسیه حرام نیست؟ این اشکال، اشکال مهمی است زیرا در عمل و در واقعیت هیچ فرقی نمیکند میان اینکه کسی پولش را به دیگری بدهد در ظرف مدتی معین و مبلغی روی پول خود بکشد و اینکه کالایی را نسیه به یک مدت معین بفروشد و مبلغی روی قیمت آن بکشد. این در واقع همان است. وقتی که من کالایی را که قیمتش هزارتومان است شش ماهه میفروشم به هزار و صد و بیست تومان، در واقع کأنّه اینطور میگویم: من این را به شما میفروشم به هزارتومان، و صدو بیست تومان علاوه بابت این شش ماه تأخیر. پس واقعیت نسیه همان واقعیت رباست!.
آقای مهندس بازرگان ظاهراً معتقد بودند که راه حلی ندارد و فرقی نمیکند. لهذا در بعضی موارد میخواستند تقریباً نوعی ربا را تجویز کنند که ظالمانه نیست و به اصطلاح ربای غیرظالمانه است به دلیل اینکه اسلام نسیه را تجویز کرده و این هم همانطور است. وقتی که روش ربا ظالمانه نباشد، تقریباً مثل نسیه میشود؛ یعنی اصل موضوع منتفی نیست، بلکه این نوع ربا مثل بعضی نسیهها میشود.
آقای مهندس طاهری و آقای بهشتی هر دو در مقام حل مشکل نسیه برآمدهاند.
استدلال آقای مهندس طاهری را من درست متوجه نشدم. چون چند سطر بیشتر نیست از روی متن یادداشتهای ایشان میخوانم تا ببینیم میشود توجیه کرد یا نه.
ایشان بیانی دارند راجع به ربا که نزدیک به بیان آقای بهشتی است. میگویند:.
ربا در لغت به معنی زیاد شدن است و ربا به معنی مصطلح که در اسلام تحریم شده به موجب تعریف، اخذ اضافه در مبادله مثلین است [١] که میتواند مبادله پول با پول باشد یا مبادله دو کالای همجنس و مشابه با گرفتن مقداری اضافه، برخلاف بیع که مبادله متقابل دو جنس مختلف است و منافع طرفین در آن مبادله ملحوظ است. در بیع ممکن است یک طرف پول باشد، یعنی مبادله کالا و پول، و ممکن است هر دو طرف کالا باشند.
[١] استاد: البته این تعریف فقط در ربای معاملی جایز است و الّا در قرض که اصلًا معامله یعنی خرید و فروش نیست.