مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٧٠ - زمان بیمه
یا نمیگیرم؟ آیا اصلًا در این مدت خسارتی بر من وارد خواهد شد که از او چیزی بگیرم یا نه؟ اصلش مجهول است. بعلاوه به فرض اینکه در طول این مدت خسارتی وارد شود، این خسارت چقدر خواهد بود؟ هم اصلش که من چیزی از او میگیرم یا نمیگیرم مجهول است و هم مبلغش.
یکی از شرایطی که به فرموده پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله در همه معاملات باید وجود داشته باشد این است که دو طرفی که مورد معاوضه قرار میگیرند باید معلوم و مشخص باشند. در اینجا یک طرف مشخص نیست. ولی اگر ماهیت بیمه آن چیزی باشد که ما عرض کردیم، در واقع بیمه معامله میان دو پول نیست که بعد بگوییم یک طرفش مجهول است یا نه. جنبه عقلایی بیمه که عقلا اقدام به بیمه میکنند، تأمین پیدا کردن از ورشکستگی، تحمل خسارت زیاد، بیچارگی در زمان از کار افتادگی و ... میباشد. پولی که بیمهگر میدهد، طرف معامله و یکی از عوضین نیست. آنچه که بیمهگر به بیمه گزار میدهد خود تأمین است. همان تعهدش ارزش دارد. در مقابل این تعهد، بیمه گزار حق بیمه میدهد. ارزش، متعلق به خود تعهد است. بیمه گزار پول میدهد که ارزش مادی دارد و بیمهگر تعهد. تعهد یک امر مشخص است. اگر عقلا چنین معاملهای را اختراع کرده باشند که در مقابل تعهد پول بدهند، چون تعهد یک امر مشخصی است، هیچیک از موانعی که در فقه مسطور است در اینجا وجود ندارد و معامله معامله صحیحی است. بنابراین یکی از مشکلاتی که در باب بیمه هست، یعنی مشکل مجهول بودن، به این طریق حل میشود.
زمان بیمه
مشکل دیگر که این هم مشکلی نیست و فقط موضوع را باید طرح کرد این است که در معاملات، همانطور که عوضین باید مشخص و معین باشند، اگر زمان در آن دخالت دارد زمان هم باید مشخص باشد و نمیتواند مجهول باشد. مثلًا در بیع، زمان دخالت ندارد ولی در اجاره زمان دخالت دارد. در هرجا که زمان دخالت دارد، مدت از اول تا به آخر باید مشخص باشد. اگر مدت مشخص نباشد، باز معامله میشود مجهول. مثلًا در مهمانخانهها اغلب اینطور است که مسافر میپرسد شبی چند؟ میگویند شبی مثلًا پنجاه تومان. ولی مسافر معین نمیکند که این اتاق از حالا تا کی در اجاره من است. مدتی را که اجاره میان موجر و مستأجر برقرار است و در