مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥١ - مقیاس حقوق شخصی و حقوق عمومی
«سلیقه» مینامیم چون اختلافات شخصی است. همینطور که رنگ و شکل ما با همدیگر فرق دارد، سلیقهها هم فرق میکند. من در رنگ لباس یک رنگ را میپسندم و شما رنگ دیگر، من در دوخت لباس یک دوخت را میپسندم شما دوخت دیگر، من یک شهر را برای زندگی بهتر میپسندم شما شهر دیگری را، من یک محل را بهتر میپسندم شما محل دیگر را، من یک نوع زینت در اتاقم ترتیب میدهم شما نوع دیگری را، من یک رشته را برای تحصیل انتخاب میکنم شما یک رشته دیگر را. اینها مسائل شخصی است. در مسائل شخصی هیچ کس نباید مزاحم فرد دیگر بشود و لهذا هیچ کس حق ندارد در انتخاب همسر، فرد دیگری را مجبور کند، چون جزء مسائل شخصی است. هرکسی در انتخاب همسر یک سلیقه مخصوص به خود دارد. اسلام هم میگوید هیچ کس را نباید در انتخاب همسر مجبور کرد چون جزء مسائل شخصی است. فرنگیها که میگویند از نظر توحید و ایمان نباید مزاحم کسی شد، از این جهت است که فکر میکنند اینها جزء امور خصوصی و سلیقهای و ذوقی و فردی و شخصی است. انسان در زندگی به یک چیزی باید سرگرم باشد که اسمش ایمان است. مثل امور هنری است. یک کسی از حافظ خوشش میآید، یک کسی از سعدی، یک کسی از مولوی، یکی از خیام و یکی از فردوسی؛ دیگر نباید مزاحم کسی شد که سعدی را دوست دارد که تو چرا سعدی را دوست داری؟ من حافظ را دوست دارم، تو هم حتماً بایستی حافظ را دوست داشته باشی. میگویند دین هم همین جور است؛ یک کسی اسلام را دوست دارد، یک کسی مسیحیت را، یک کسی زردشتیگری را، یک کسی هم هیچ یک از اینها را دوست ندارد، نباید مزاحم کسی شد. اینها از نظر فرنگیها به اصل زندگی و به خط مشی انسان مربوط نیست. آنها اصلًا طرز تصورشان و طرز تفکرشان در دین با طرز تصور ما فرق میکند. دینی که مثل دینهای آنها باشد همین جور هم باید باشد. ولی از نظر ما دین یعنی صراط مستقیم، یعنی راه راست بشری. بی تفاوت در مسئله دین بودن، یعنی در راه راست بشریت بیتفاوت بودن. ما میگوییم توحید با سعادت بشری بستگی دارد، مربوط به سلیقه شخصی نیست، مربوط به این قوم و آن قوم نیست. پس حق با همان کسانی است که توحید را جزء حقوق بشریت میشمارند. اگر هم ما میگوییم جنگ برای تحمیل توحید جایز نیست، نه به خاطر این است که توحید از اموری است که نباید از آن دفاع کرد، نه به خاطر