مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٣١ - سوسیالیسم
اصطلاع تخیلی را عکس العملی از درد میداند، و از طرف دیگر میگوید از روح عدالتخواهی مردم مدد میطلبد. روح عدالتخواهی یعنی چه؟ اگر ما به روح عدالتخواهی قائل باشیم، تا حدی برای روح اصالت قائل شدهایم و بنابراین تفسیر مادی دچار اشکال میشود و آن نوع سوسیالیسم را صد درصد عکس العمل بیدادگریهای اجتماعی نمیتوان دانست زیرا روح عدالتخواهی علی الفرض در بشر هست؛ عدالتخواهی تنها فریاد از ظلم نیست. ثانیاً اینکه میگوید: «این سوسیالیسم به جای اینکه راه حل این بیدادگریها را در تحولات اجتماعی بجوید، در مغز آدمیان جستجو میکند» اگر مقصود این است که آن نوع سوسیالیسم فقط هنرش استرحام و جلب عواطف است نه وضع قوانین عادلانه، میگوییم این ادعا دروغ است؛ و اگر مقصود این است که تحولات اجتماعی را- یعنی لزوم اینکه حتماً دوره کاپیتالیسم برسد تا نوبه به سوسیالیسم برسد- در نظر نمیگیرد، میگوییم راست است و لزومی هم ندارد. بعلاوه وضع شوروی از یک طرف و وضع کشورهایی که بدون آنکه به کاپیتالیسم برسند سوسیالیست شدند ثابت نمود که سوسیالیسم یک مرحله مشخص از اجتماع بعد از مرحله کاپیتالیسم نیست، همانطور که صِرف فریادی از درد نیز نیست؛ بلکه حقیقت این است که سوسیالیسم نظریهای است حقوقی و علمی مبتنی بر حقوق طبیعی افراد و اجتماع، چنانکه در پیش گفته شد.
به هر حال میتوان به نوعی سوسیالیسم ایمان آورد که بر اصولی طبیعی و واقعی در طبیعت و در عقل انسان بنا شده و مبنای یک سلسله قوانین است و هیچ لزومی ندارد که بشر پس از دوران کاپیتالیسم به آن برسد. آن سوسیالیسم عبارت است از مالکیت اجتماعی منابع طبیعی از قبیل زمین و آب و سوخت و بالاخره چیزهایی که بشر آنها را نساخته است بلکه در طبیعت برای بشر ساخته شده است. مالکیت شخصی در این سوسیالیسم یک حق الاختصاص محدودی است. و اما سوسیالیسم به معنی مالکیت عمومی افزار تولید از مشخصات عصر ماشین است و لازمه ماشینیسم است و ما آن را از طریق خصوصیت ماشینیسم اثبات کردهایم و طریق ارزش اضافی مارکس را رد کردهایم.
در صفحه ١٠ میگوید:
هرچند دوران جلوه سوسیالیسم تخیلی پنجاه سال اول قرن نوزدهم بود،