مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٣٤ - سوسیالیسم
حوادث علت و معلول یکدیگر هستند، و یکی از نظر اینکه انسان بهتر است جامعه را چه جور بسازد که به سعادت و کمال و عدالت نزدیکتر باشد. از نظر اول علمی است توصیفی و بیانی، و از نظر دوم علمی است دستوری. تفاوت این دو نوع از قبیل تفاوت روانشناسی است با اخلاق، که اوّلی توصیفی و دومی دستوری است.
قوانین اقتصادی را نیز از دو جنبه میتوان مورد مطالعه قرار داد: یکی از نظر توصیفی، یعنی اینکه جامعه انسانی از نظر روابط تولیدی چگونه خود به خود تحول پیدا میکند تا آنجا که به سوسیالیسم منتهی میشود؟ فرضاً قبول کنیم که کاپیتالیسم جبراً به سوسیالیسم منتهی میشود (در صورتی که مورد تردید بلکه انکار است) از این نظر سوسیالیسم را در شکل تاریخی خود مطالعه کردهایم [١]. ولی یک وقت سوسیالیسم را به عنوان یک طرح و یک نقشه عالی مبتنی بر حقوق انسانی که عامل انسانی میخواهد نقش خود را در ایجاد آن ایفا کند و آن طرح قادر است سعادت همگانی را تأمین کند مطالعه میکنیم؛ از این نظر فنی است دستوری، و تنها در این صورت است که خود سوسیالیسم علم است. اینکه گفته شد: «سوسیالیسم علمی مبتنی است بر بررسی وقایع و تحقیق درباره قوانینی که این وقایع را میآفریند و بهره برداری ... و تفهیم طبقات ...» مثل این است که میان این دو نوع علم تمیز و تفکیک واقع نشده است.
علیهذا هیچ مانع و دلیل مخالفی نیست که افکار صحیح سوسیالیستی قبل از دوره کاپیتالیستی پیدا شده باشد. اینکه محال است که این طرح قبلًا تهیه شده باشد، مبتنی است بر یک اصل فلسفی درباره انسان و جهان، یعنی مبتنی بر ماتریالیسم است؛ و سوسیالیسم از ماتریالیسم قابل انفکاک است، بلکه چارهای از انفکاک ندارد. و اینکه محال است سوسیالیسم عملًا در دنیا صورت وقوع پیدا کند و حتماً زاده کاپیتالیسم است، این نیز از جهاتی مورد تردید است [٢]. اولًا در دنیای قدیم، قبل
[١] و سوسیالیسم یک پدیده اجتماعی خواهد بود مانند کاپیتالیسم و غیره، ولی خود سوسیالیسم علم نخواهد بود (بلکه علمی است نه علم، و فرق است میان علم و علمی) همان طوری که کاپیتالیسم علم نیست. علم عبارت است از قوانینی که بر اجتماع حاکم است نه خود اجتماع؛ همان طوری که قبلًا گفتیم که اگر علمی داریم به نام جنین شناسی که تحولات جنینی را بیان میکند تا آخرین مرحله، دلیل نمیشود پس خود جنین یا طفل علم است.[٢] به عبارت بهتر از نظر مارکسیستها سوسیالیسم از جنبه علمی زاده ماتریالیسم و از جنبه عینی زاده کاپیتالیسم است؛ به عبارت دیگر نطفهاش و نیروی محرکهاش از ماتریالیسم است و مادرش، یعنی آن که او را در رحم خود پرورش میدهد، کاپیتالیسم است. از نظر مارکسیستها، هم در نطفه سوسیالیسم خلل است و هم در بطن و شیری که به او داده شده است. از نظر نطفه با پدیده پلیدی مشترک است و از نظر مادر ظالمانهترین نقش تاریخ است.