مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٠ - مسائلی که فقها طرح می کنند
یکی بیان آیات زیادی که در قرآن مجید در این باب است و اخبار بسیاری که از رسول اکرم صلی الله علیه و آله و یا ائمه طاهرین علیهم السلام در این باب رسیده که به قول شهید ثانی کمر را میشکند.
دیگر بحثی است در معنای معروف و منکر و تعریف آنها؛ و احیاناً به مناسبت معنای معروف و منکر، بعضی از فقها وارد بحث معروف کلامی «حسن و قبح عقلی» شدهاند.
دیگر اینکه آیا امر به معروف و نهی از منکر واجب عینی است یا واجب کفائی؟.
دیگر اینکه شرایط وجوب امر به معروف و نهی از منکر چیست؟ چون هر تکلیفی و امر و نهیی شرایطی دارد. علاوه بر شرایط عامه مشهور از عقل و بلوغ و قدرت و حتی علم- به یک اعتبار- که هر تکلیفی مشروط به این امور است، هر تکلیف بخصوصی ممکن است شرایط مخصوص به خود داشته باشد. آیا امر به معروف و نهی از منکر نیز به سهم خود شرایط مخصوصی دارند یا نه؟.
معمولًا فقها چهار شرط ذکر میکنند: یکی علم و معرفت، دیگر احتمال اثر و نتیجه، سوم نبودن ضرر و به تعبیر بعضی از فقها مترتب نشدن مفسده، چهارم ادامه و اصرار متخلف، یعنی آن کس که معروف را ترک کرده و یا مرتکب منکر شده خودش منصرف و نادم و پشیمان نشده باشد.
مسئله دیگری که باز بحث میکنند مراتب و درجات امر به معروف و نهی از منکر است که در اخبار و احادیث بهطور کلی وارد شده که سه درجه و سه مقام دارد:
مرتبه قلب، مرتبه زبان، مرتبه دست. فقها هم این سه مرتبه را تشریح کرده و تفصیل دادهاند و گفتهاند در درجه اول مسلمان باید در قلب خود نسبت به خلافکاریها و ترک واجبات الهی و ارتکاب منهیات دینی تنفری احساس نماید، و کمترین مظهری که این تنفر قلبی میتواند داشته باشد یک عمل منفی است یعنی اعراض و ترک معاشرت، و همچنین است اظهار تأسف و تکدر با قیافه. در مرتبه زبان هم باید اول از طریق پند و نصیحت و نرمی وارد شد و اگر فایده نکرد سخنان درشت و با خشونت به کار برده شود. برای مرتبه ید و عمل هم مراتبی ذکر کردهاند و غالباً متوجه این قضیه شدهاند که گاهی احتیاج میافتد به اینکه اعمال زور و عنف بشود و بسا میشود صدمهای بر طرف وارد شود و جراحتی بردارد، و یا آنکه احیاناً ممکن است منجر به قتل کسی بشود. به اینجا که میرسد فقها به اصطلاح توقف