مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٣٦ - سوسیالیسم
دیگری به وجود آوردهاند، دلیلی ندارد که این امر در مورد سیستم کاپیتالیسم صدق نکند ... این سیستم هم در حین تحول میبایست سیستم دیگری به وجود آورد. این نتیجهای است که میتوان با توجه به گذشته درباره آینده به دست آورد. ولی بدین نتیجه گیری هم احتیاجی نیست؛ کافی است رژیم کاپیتالیستی مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد و درباره قوانین حاکم بر آن تحقیق به عمل آید تا معلوم شود که در بطن کاپیتالیسم شرایط تغییر شکل آن مهیا میگردد.
در اینکه رژیم کاپیتالیستی ثابت نخواهد ماند بدون اینکه تعدیلات کلی در آن به عمل آید، شکی نیست. در اینکه هر جامعه نامتعادلی قابل بقا نیست و باید به تعادل بازگشت کند (مانند هر ترکیب نامتعادل دیگر) و در هر موجود زنده و از آن جمله اجتماع خاصیت رجوع به تعادل هست، و نیز در اینکه تغییر و تکامل ابزار تولید تعادل را بهم میزند و گاهی سبب تغییرات دیگر میگردد و باید مراقب این تغییرات بود، باز هم نباید تردید کرد؛ اما آیا این تغییر شکل جاودانه است و جبراً هر رژیمی باید جای خود را به رژیم دیگر بدهد و هیچ رژیمی را نباید یک رژیم ثابت فرض کرد، مطلبی است که سوسیالیستها درباره خود سوسیالیسم از آن حرفی نمیزنند.
آیا در مقابل کسی که بگوید: «کلیه سیستمهای اقتصادی در حین تکامل سیستمهای دیگری به وجود آوردهاند، دلیلی ندارد که این امر در مورد سیستم سوسیالیسم صدق نکند» چه جوابی میتوان داد؟ اگر سوسیالیسم از لحاظ آخر، آخرین شکل سیستمهای اقتصادی است و نقطه توقف تبدیل سیستمهاست، چه مانعی دارد که کسی بگوید طرح این نقطه آخری قبل از به وجود آمدن آن، قرنها پیش ریخته شده و بزرگان بشر همیشه بشر را به عدالت دعوت میکردهاند و اجرای عدالت در شرایط اجتماعی مختلف از لحاظ شکل و فرم مختلف میشود نه از لحاظ روح و معنی. مثلًا در حین تکامل ابزار تولید، فی المثل روح عدالت حکم میکند که این ابزار ملی و عمومی باشد. خلاصه اگر سوسیالیسم را پدیده بدانیم، ناچاریم آن را مردنی و از بین رفتنی بدانیم، ولی اگر آن را قانون ولو قانون حقوقی بدانیم، میتوانیم مدعی جاودانه بودن آن بشویم.
به هر حال یکی از مسائل اختلاف نظر ما با سوسیالیستهای مارکسیست این