مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٢١ - مسئله ارث
اینکه ...» این دلیل را با دلیل سوم یکی میکند. ثانیاً معلوم نیست چرا این دلیل را اخلاقی خوانده است. حداکثر درباره این دلیل اینطور میتوان گفت که توارث که بر اصل «وَ اولُوا الْارْحامِ بَعْضُهُمْ اوْلی بِبَعْضٍ فی کتابِ اللَّه» [١] است رابطه فامیلی و مخصوصاً خانوادگی را محکمتر میکند. خیلی فرق است میان اینکه پدری بمیرد و زن و فرزندان از جای خود تکان نخورند و فعالیت پدر را برای خود بدانند، و بین اینکه بعد از مردن پدر مجبور باشند نسبت به مایملک پدر بیگانه باشند. اگر نسلهای بعد از آثار فعالیت نسلهای قبل خود بهره ببرند بدون شک در نظر یکدیگر بسیار معزّزتر و محترمتر میشوند. فعالیت پدر برای آینده فرزندان، با توجه فرزندان به این جهت و عواطفی که از این جهت میان آنها متبادل میشود، ارتباط را قویتر میکند و استحکام روابط خانوادگی مطلوب است.
بیان دیگر اینکه توارث نوعی لذت و احساس آسایش و نوعی زندگی در پرتو عواطف است، هم از نظر مورّث و هم از نظر ورّاث؛ و اخلاقاً صحیح نیست که این سعادت را از بشر سلب کنیم. جواب سوسیالیستها به اینکه ارث سبب تفرق میشود نه اتحاد، بسیار ضعیف است.
دلیل چهارم دلیلی است قوی. خود سوسیالیستها نیز آنجا که میگویند: «بسیاری از مردم در اثر عادت ...» اعتراف ضمنی میکنند که توریث مشوق اجتماعی مهمی است [٢] ..
جای هیچ گونه تردیدی نیست که قانون ارث سبب میشود انسان به خاطر فرزندان خود تا لحظه آخر از کار و کوشش خودداری نکند و قوا و استعدادهای خود را به کار اندازد. افرادی را سراغ داریم که تا حدود پنجاه سالگی بچه نداشتهاند و از آن پس صاحب فرزند شدهاند و میگویند «از وقتی که صاحب فرزند شدهایم به زندگی از نظر تأمین آتیه این فرزند به شکل جدی تری نگاه میکنیم.» عمده این است که ادلّه سوسیالیستها را بر نامشروع بودن ارث بررسی کنیم. دلیلهای آنها سه تاست:
[١] انفال/ ٧٥[٢] بعلاوه آنجا که امر دائر است یک عاطفه انسانی نظیر علاقه به زن و فرزند را به عنوان عامل مشوّق استخدام کنیم، چرا جای آن را به جاه طلبی که خشونت دارد و مذموم است بدهیم؟! همچنین عادت که کور است؛ و اما ذوق مطلب درستی است.