مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠٣ - پرسش و پاسخ
موزون و معدود پایه علمی ندارد و نباید ملاک قرار گیرد.
مسئله اسکناس هم به نظر من خیلی ساده است. ارزش اسکناس اعتباری است، زیرا تاریخچه تأسیس بانک و ایجاد اسکناس این مطلب را روشن کرده است. قبل از تأسیس بانک، صرافها گاهی به جای اینکه پول امانتی افراد را بدهند، چون معتبر بودند قبضی به طرف میدادند. مثلًا اگر من صدتومان نزد یک صراف داشتم و میخواستم جنسی بخرم، به جای اینکه آن صدتومان را از او بگیرم و آن جنس را بخرم، قبضی را که از آن صراف داشتم به فروشنده میدادم و فروشنده چون صراف را میشناخت قبول میکرد. وقتی بانکها پدید آمدند جای صرافها را گرفتند و این کار شکل قانونی و دولتی، و آن قبضها شکل اسکناس پیدا کرد. بنابراین اسکناس نماینده یک ارزشی است، حالا یا طلا یا نقره و یا چیز دیگر. به هر حال خود اسکناس نیست که اعتبار دارد. عیناً سفته است و آن تفاوتی که آقای مطهری فرمودند که اگر سفته پاره شود اعتبارش از بین نرفته ولی اگر اسکناس مثلًا بسوزد از بین رفته، واقع امر این نیست. اسکناس هم اگر از بین برود و دولت بداند که از بین رفته، اگر اجازههای خاص داشته باشد حق دارد پولی به جای آن اسکناس به او بدهد ولی این کار را نمیکند، زیرا در این صورت در اجتماع ایجاد اختلال میشود. بنابراین هیچ گاه کسی اسکناس را مورد معامله قرار نمیدهد.
جواب: آنچه که راجع به مکیل و موزون گفتند، همان مطلبی بود که ما بهطور اشاره گفتیم. فقها هیچ گاه روی فلسفهها فکر نمیکنند. آنها از متون اخبار و احادیث، از روی ظواهر اینچنین استنباط کردهاند که ربای معاملی فقط در مکیل و موزون حرام است و درغیر مکیل و موزون [حرام] نیست. فقها حتی تعمد دارند که در این گونه مسائل اساساً روی فلسفهها فکر نکنند و اگر کسی بگوید چه فرق میکند؟ میگویند فرق نکند، نصوص به ما چنین گفته و ما از نصوص پیروی میکنیم. ما گفتیم چنین استنباط میکنیم که در استنباط از همان نصوص اندکی مسامحه به کار رفته است.
ولی مقصود از مکیل و موزون در نصوص، جنسی است که لااقل در یک صنفش میتوان صورت کلی به آن داد. اینکه گفتید یک جنس ممکن است [دونوع باشد] مثلًا دوگونه گندم داشته باشیم مورد توجه هست ولی لااقل در یک صنفش