مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠٢ - پرسش و پاسخ
اگر اسکناس بگیرم و از بین برود، مال من از بین رفته است. بنابراین نمیشود گفت سند خودش مالیت دارد.
سؤال: کسی جنسی را میفروشد نقد هزارتومان، یک ماهه هزار و صدتومان، دوماهه ... حکم این عمل چیست؟.
جواب: این از جنبه دیگر اشکال دارد و آن مشکل عدم تعیین است؛ یعنی وقتی که من چیزی را میفروشم باید مشخص باشد که نقد است یا نسیه- و اگر نسیه است به این مدت است یا آن مدت- به این قیمت است یا آن قیمت. اما اینکه بگویم من الان این جنس را به تو میدهم، اگر نقد آوردی این قدر بده، اگر یک ماهه آوردی این قدر، اگر دوماهه آوردی این قدر، قطعاً باطل است و منشأ بطلانش هم ربا نیست بلکه غرر و عدم تعین است.
سؤال: آیا میتوان گفت ماهیت ربا استثمار است؟.
جواب: ربا و استثمار دو مسئله است. ممکن است چیزی استثمار باشد ولی ربا نباشد، مثل بیگاری. نتیجه ربا البته همان نتیجه استثمار است. همانطور که قرآن میگوید ربا ظلم است، یعنی تجاوز به حق دیگری است. به عبارت دیگر رباخوار به آنچه که میبرد ذی حق نیست. ربا ظلم است ولی هر ظلمی ربا نیست.
سؤال: در مورد استدلالی که درباره مکیل و موزون و در نتیجه اسکناس کردند، بنده میخواستم یک توضیح بدهم که اصولًا مکیل و موزون را از معدود جدا کردن به این تصور بوده که مکیل و موزون یک کالای یکنواخت و همگنی است که فقط وزن و کیل مقدارش را مشخص میکند.
بنابراین مشخصات، مرغوبیت و کیفیت [افراد آن] یکنواخت است و در معدود معمولًا اینطور نیست. در حالی که در واقع این استدلال درست نیست زیرا در آن چیزهایی که مکیل و موزون هستند، برحسب اینکه مرغوبیت تا چه اندازه باشد، از یک جنس میتواند یکی قیمتش دوبرابر دیگری باشد، و معدودهایی هستند که گاهی تبدیل به موزون میشوند.
مثلًا مدتها بود که تخم مرغ یا پرتقال را دانهای میفروختند، حالا کیلویی میفروشند. بنابراین معدود هم قابل تبدیل به موزون است. بعلاوه اکنون معدودهایی میسازند که عیناً شبیه یکدیگرند، مثل کوکاکولا و بهطور کلی اجناسی که از کارخانه بیرون میآید. بنابراین به نظر من استدلال مکیل و