روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٥٩ - ترجمه
مقام ايشان خواست در دار دنيا. [ايشان جواب دهند كه: يَوْماً أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ ،روزى يا بهرى از روزى. فَسْئَلِ الْعٰادِّينَ ،از شماركنان بپرس.سؤال كردن [١]بر اين قول [٢]چگونه گويند:ما در دنيا روزى بوديم يا بهرى از روزى؟از اين دو جواب] [٣]گفتند:
[يكى آنكه ] [٤]،خداى [٥]از ياد ايشان ببرد كه چندگاه در دنيا بودند و يا از شدّت و عذاب مدّت مقام در دنيا فراموش كنند [٦]،گفتند:اين براى استدلال [٧]و استحقار گويند،يعنى بس مقام نبود ما را در دنيا به اضافت با لا يتناهى [٨].و گفتند:مراد مقام ايشان است در گور.ايشان[را] [٩]گويند:چند گاه است تا شما در شكم زمينى اين جا [١٠]؟ ازآنجا كه مرده باشند و ندانند،گويند: يَوْماً أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ ،روزى يا بهرى از روزى. فَسْئَلِ الْعٰادِّينَ ،اين معنى از شمار كنان [١١]بپرسى،و گفتند:مراد آن است كه فسئل الملائكة،اين معنى از فرشتگان پرس[٨٠-ر]كه ايشان حصر اعمال بندگان دانند.حمزه و كسائى خواندند:قل كم لبثتم،و قل ان لبثتم در[هر] [١٢]دو [جاى] [١٣]بر صيغت امر،و در مصاحف ايشان بى«الف»است.و باقى قرّاء(قال) خواندند به«الف»مگر ابن كثير كه او اوّل«قال»خواند بر خبر،و دوم«قل»خواند بر امر.
قٰالَ إِنْ لَبِثْتُمْ ،خداى گويد ايشان را كه:شما مقام نكردى مگر اندكى اگر دانى،[و بر قرائت آنان كه«قل»خواندند،معنى آن باشد كه:يا محمّد!بگو،يا خطاب با ملائكه باشد،و جواب همچنين حوالت بر اينان باشد] [١٤].
أَ فَحَسِبْتُمْ ،آنگه خطاب كرد با جملۀ خلقان،گفت:شما پنداشتى كه ما شما را به بازى آفريديم؟سيبويه گفت:نصب او بر مصدر است،و التّقدير:عابثين.
ابو عبيده گفت:صفت مصدرى محذوف است،اى خلقا عبثا.بعضى دگر گفتند:بر
[١] .آج،لب،آز،مش:سؤال كردند.
[٢] .مش+كه.