روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٨٤ - ترجمه
طعام بخوردى،خداى تعالى اين آيت بفرستاد و اين حرج از ايشان برداشت كه ايشان بر خود نهاده بودند،اين قول قتاده و ضحّاك است و ابن جريج و روايت والبى [١]از عبد اللّه عبّاس.
و عطاى خراسانى [٢]گفت از عبد اللّه عبّاس:مرد توانگر [٣]در نزديك درويش [٤]شدى و او طعام مىخوردى.آن درويش بسيار شفاعت كردى كه طعام بخور.او گفتى:تحرّج كنم ازآنكه طعام تو بخورم كه تو درويشى و من توانگر [٥]،خداى تعالى [٦]آيت بفرستاد.
فَإِذٰا دَخَلْتُمْ بُيُوتاً فَسَلِّمُوا عَلىٰ أَنْفُسِكُمْ ،گفت:چون در سراى شوى بر خود سلام كنى،يعنى بر اهل آن سراى سلام كنى،و ايشان را نفس او خواند[١١٥-پ] ازآنجا كه بر دين و ملّت اواند،
لقوله عليه السّلام: المؤمنون كنفس واحدة ،و قوله:
لاٰ تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ [٧]... ،اى لا يقتل بعضكم بعضا،و اين قول حسن است و ابن زيد.
قول [٨]ديگر آن است كه:سلام كنى بر ايشان تا جواب دهند شما را،چون جواب واجب باشد عند سلام همچنان باشد [٩]آن سلام بر خود كردهاى.
عبد اللّه مسعود روايت كرد از رسول-عليه السّلام-كه او گفت:
السّلام اسم من اسماء اللّه تعالى فافشوه بينكم فانّ الرّجل المسلم اذا مرّ بقوم [١٠]فسلّم عليهم فردّوا عليه كان له عليهم فضل درجة بذكره ايّاهم بالسّلام [١١]فان لم يردّوا عليه ردّ عليه من هو خير منهم و اطيب، گفت:سلام نامى است از نامهاى خداى تعالى،فاش داريد ميان شما كه مرد مسلمان چون به قومى بگذرد [١٢]بر ايشان سلام كند،و ايشان جواب دهند او را بر ايشان فضل درجه باشد به آنكه سلام كرده باشد بر ايشان اگر ايشان جواب دهند او را،[جواب دهد او را] [١٣]آنكه از ايشان به باشد [١٤]و پاكيزهتر،يعنى فرشتگان.
[١] .آب،مش:ابى.
[٢] .آط،آب:خوراسانى.
[٥] [٣] .آط،آب:تونگر.
[٤] .آط،آج،لب،آل:درويشى.
[٦] .مش+اين.
[٧] .سورۀ نساء(٤)آيۀ ٢٩.
[٨] .همۀ نسخه بدلها:قولى.
[٩] .همۀ نسخه بدلها+كه.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها:بالقوم.
[١١] .اساس:السّلم.
[١٢] .آط:بگزرد.
[١٣] .اساس:ندارد،از آط،افزوده شد.
[١٤] .همۀ نسخه بدلها:بهتر باشد و.