روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٤٠ - ترجمه
كرد،و عبد اللّه او را اكراه مىكرد اميد آن را كه باشد كه از او بار گيرد [١]تا [٢]او فديۀ فرزند خواهد از او بسيار [٣]،و كنيزك تن در نمىداد،خداى تعالى اين آيت فرستاد:
إِنْ أَرَدْنَ تَحَصُّناً ،اگر ايشان اختيار حصانت و پارسايى كنند.و گفتند:«ان»به معنى«اذ»است،براى آنكه اين نهى از اكراه مطلق مىبايد مشروط نمىبايد، گوييم:اگرچه«ان»،شرط است،«اذ»هم مخصّص است،براى [٤]آنكه ظرف است و آن [٥]منهى [٦]است بر عموم،جواب معتمد از او آن است كه:اگرچه در آيت مشروط است اين نهى،منع نيست ازآنكه به دگر دليل[١٠٢-ر]دانند كه اين هميشه حرام است،سواء اگر ايشان اختيار تحصّن [٧]كنند و اگر نكنند،چه اين دليل الخطاب باشد،و دليل الخطاب درست نيست به نزديك محقّقان.[و دگر آنكه اكراه جز چنين نباشد،چه اگر اين كنيزكان مريد و راغب باشند به اكراه حاجت نباشد،و بر اين وجه سؤال لازم نباشد] [٨].و بعضى مفسّران گفتند:در آيت تقديم و تأخيرى است،و تقدير آن است كه:(و انكحوا الايامى منكم ان اردن تحصنا)،و اين تعسّف براى فرار از اين سؤال كردهاند،و به اين حاجت نيست بر اين وجه كه ما بيان كرديم.و البغاء الزّنا،و البغاء الطّلب،و البغى،الطّلب بغير الحقّ. لِتَبْتَغُوا عَرَضَ الْحَيٰاةِ الدُّنْيٰا ،تا به آن عرض و مال دنيا طلب كنى. وَ مَنْ يُكْرِهْهُنَّ ،و هركه اكراه كند ايشان را و بازپشيمان شود خداى تعالى از پس اكراه ايشان غفور و رحيم است، يعنى خداى تعالى با آنكه ايشان اكراه [٩]باشند هم آمرزنده و بخشاينده است،و آن اكراه ايشان كنيزكان را بر بغاء،خداى را منع نكند ازآنكه ايشان را بيامرزد.معنى اين است نه آنكه اين غفران و رحمت موقوف باشد بر بعد اكراه دون قبل [١٠]،و معنى آن است:(فان الله مع اكراههن غفور رحيم)،و اگر اكراه به حدّ [١١]الجاء بود،وزر
[١] .همۀ نسخه بدلها:بار بر گيرد.
[٢] .آج،لب،آل+از.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:بستاند.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:از بهر.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:اين.
[٦] .آج،لب،آل،مش:نهى.
[٧] .آط،آب،آج،لب،آز،مش:تحصين.
[٨] .اساس:ندارد،از آط،افزوده شد.
[٩] .كذا در اساس و مش،ديگر نسخه بدلها+كرده.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها+اكراه.
[١١] .آط،آب:به خدايى،آج،لب،آز،آل:به خداى،مش:به خداى تعالى.