روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٦٢
اين را آيتى ساخت و معجزى بر صدق دعوى رسول-عليه الصلاة و السّلام.
آنگه بر پاى خاست پس ازآنكه از آن طعام و شراب فارغ شده بودند،گفت:
يا بني عبد المطّلب!انّ اللّه بعثني الى الخلق كافّة و اليكم خاصّة،فقال تعالى: وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ و انا ادعوكم الى كلمتين خفيفتين على اللّسان ثقيلتين فى الميزان تملكون بهما رقاب [١]العرب و العجم و ينقاد[بهما] [٢]لكم الامم و تدخلون بهما الجنّة و تنجون بهما من النّار:شهادة ان لا اله الّا اللّه و بأني [٣]رسول اللّه فمن يجيبني الى هذا الامر و يوازرني على القيام به يكن [٤]اخي و وصيّي و وزيري و وارثي و خليفتي من بعدي ،گفت:اى پسران عبد المطّلب:بدانى كه خداى تعالى مرا به جملۀ خلقان فرستاد بر عموم،و به شما فرستاد مرا بر خصوص،و اين آيت بر من انزله كرد [٥]: وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ .و من شما را با دو كلمه مىخوانم كه بر زبان آسان است و در ترازو سنگى [٦]و گران است كه شما برآن بر عرب و عجم مالك شوى،و امّتان شما را منقاد شوند،و به آن به بهشت رسى و از دوزخ نجات يابى،و آن آن است كه:
گواهى دهى كه خداى يك [٧]است،و من رسول اويم،هركه او مرا اجابت كند با اين و موازرت و معاونت كند مرا بر اين كار برادر من باشد و وصىّ من باشد و وزير من باشد و خليفت من باشد از پس من.هيچكس هيچ جواب نداد،علىّ بن ابي طالب بر پاى خاست [٨][١٥٩-ر]و گفت:
انا اوازرك على هذا الامر،و ان [٩]كان اصغرهم سنّا و اخمصهم [١٠]ساقا و أدمعهم [١١]عينا، و او به سال از همه كهتر و به ساق از همه باريكتر بود و به چشم از همه گريانتر [١٢]بود،گفت:من تو را موازرت كنم بر اين كار.
[١] .همۀ نسخه بدلها:ندارد.
[٢] .اساس:ندارد،از آط،افزوده شد.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:انّى.
[٤] .آب،آز،مش:يكون.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:من فروفرستاد.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:سنگين.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:يكى.
[٨] .آب،آج،لب،آل،آز:خواست.
[٩] .همۀ نسخه بدلها:ندارد.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها:احمشهم.
[١١] .همۀ نسخه بدلها:ارمصهم.
[١٢] .آط،آب:كدوهناكتر،آج،لب،آل:كدوناكتر،آز:كروهناكتر،مش:كدوهنانتر.