روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٦٣
رسول-عليه السّلام-گفت:بنشين.او بنشست.رسول-عليه السّلام- دگرباره اين سخن بازگفت.كس جواب نداد.هم او بر پاى خاست [١]و گفت:يا رسول اللّه!من معاونت كنم تو را بر اين كار.رسول-عليه السّلام-گفت:بنشين.بار سه ديگر [٢]همين [٣]سخن بازگفت.كس برنخاست [٤]،هم او برخاست [٥]و گفت:من موازرت كنم تو را يا رسول اللّه!رسول-عليه السّلام-گفت:بنشين يا علىّ،
فانّك اخي و وصيّي و وزيري و وارثي و خليفتي من بعدي ،بنشين كه تو برادر منى و وصىّ منى و وزير منى و وارث منى و خليفت منى از پس من.
قوم ازآنجا برخاستند [٦]و بر طريق استهزا ابو طالب را مىگفتند:ليهنئك اليوم ان دخلت [٧]في دين ابن اخيك فقد امّر ابنك عليك،مباركباد تو را اى ابو طالب كه در دين پسر برادرت رفتى تا پسرت را بر تو امير كرد.و اين خبر بيرون [٨]آنكه در كتب اصحابان ماست،ثعلبى مفسّر امام اصحاب الحديث در تفسير خود بياورده است بر اين وجه،و اين حجّتى باشد هركدام تمامتر.
ابو هريره روايت كرد كه:چون اين آيت آمد،رسول-عليه السّلام-برخاست [٩]و گفت:
يا معشر قريش اشتروا انفسكم من اللّه لا[ا] [١٠]غني عنكم من اللّه شيئا، اى جماعت قريش!خويشتن را از خداى بازخريد كه من شما را از خداى[نگزيرانم چيزى.يا بنى عبد المطّلب،يا بنى عبد مناف،يا فاطمه بنت رسول اللّه،يا عبّاس بن عبد المطّلب،يا صفيّه،عمّة رسول اللّه،لا اغني عنكم من اللّه شيئا،من شما را از خدا] [١١]هيچ غنا نكنم،اگر از مال من چيزى خواهى بدهم شما را،امّا كار شما با خداست از اين جا ساخته رويد.
سعيد جبير روايت كرد از عبد اللّه عبّاس كه:چون خداى تعالى اين آيت فرستاد
[١] .همۀ نسخه بدلها،بجز آج:خواست.
[٢] .آج،لب،آل:سهبار ديگر.
[٣] .آط،آج،لب،آل:هم اين.
[٤] .آب،آز،آل،مش:برنخواست.
[٥] .آب،لب،آز،مش:برخواست.
[٦] .آب،آز،آج،لب،آل،مش:برخواستند.
[٧] .اساس:دخل،با توجّه به آط و ديگر نسخه بدلها،تصحيح شد.
[٨] .همۀ نسخه بدلها+از.
[٩] .آط،آب،لب،آز،مش:برخواست.
[١٠] .از آط،افزوده شد.
[١١] .اساس افتادگى دارد،با توجه به ديگر نسخه بدلها،از آط افزوده شد.