روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٦٧ - ترجمه
بَلْ أُولٰئِكَ هُمُ الظّٰالِمُونَ ،بل ظالم و ستمكاره ايشانند بر نفس و [١]عدول كردن از حكم رسول -عليه السّلام-به حكم كعب اشرف،و او را بر رسول اختيار كردن،و در اين باب وضع چيزى مىكنند نه به موضع خود،و اين ظلم باشد در لغت.
إِنَّمٰا كٰانَ قَوْلَ الْمُؤْمِنِينَ [٢] ،انّما بر حقيقت و راستى قول مؤمنان آن باشد كه چون ايشان را دعوت كنند با خداى تعالى و پيغامبرش تا ميان ايشان حكم كند كه گويند: سَمِعْنٰا وَ أَطَعْنٰا ،شنيديم و طاعت داشتيم.و قَوْلَ الْمُؤْمِنِينَ ،نصب است بر خبر«كان»،و اسم«ان»مع الفعل اوست [٣]،من قوله: أَنْ يَقُولُوا ،التّقدير:انّما كان قول سمعنا و اطعنا قول المؤمنين،اى[١١٠-ر]كان هذا القول قول المؤمنين.و قوله:
إِذٰا دُعُوا ،در محلّ نصب است على الظّرف. وَ أُولٰئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ،و ايشان ظفريافتگان باشند كه چنين كنند.
آنگه گفت: وَ مَنْ يُطِعِ اللّٰهَ وَ رَسُولَهُ ،هركه طاعت خدا و پيغامبر دارد و فرمان ايشان را منقاد باشد، وَ يَخْشَ اللّٰهَ وَ يَتَّقْهِ ،از خداى بترسد [٤]و از معاصى او اجتناب كند [٥]، فَأُولٰئِكَ هُمُ الْفٰائِزُونَ ،ايشان ظفريافتگان باشند به مراد خود.
وَ أَقْسَمُوا بِاللّٰهِ جَهْدَ أَيْمٰانِهِمْ ،آنگه هم در وصف منافقان گفت:ايشان سوگند خوردند به غايت سوگند كه[اگر] [٦]تو ما را [٧]فرمايى برويم.
سبب نزول آيت [٨]آن بود كه،منافقان رسول را-عليه السّلام-گفتند:اينما كنت نكن معك،اى رسول اللّه هركجا كه تو باشى ما آنجا باشيم،اگر بروى برويم با تو،و اگر مقام كنى مقيم باشيم [٩]با تو،و آنچه فرمان تو باشد انقياد نماييم.و برين گفتار سوگندان عظيم خوردند،و اين سوگند خوردن براى نفى تهمت بود.و چون انديشه كنند ايشان با اين سوگندها متّهم بودند براى آنكه مؤمنان بگفتند [١٠]و سوگند
[١] .همۀ نسخه بدلها+خود و به.
[٢] .همۀ نسخه بدلها+و.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:مع الفعل است.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:بترسند.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:كنند.
[٦] .اساس:ندارد،از آط،افزوده شد.
[٧] .اساس:مرا،به قياس با نسخۀ آط،و ديگر نسخه بدلها،تصحيح شد.
[٨] .آج،لب،آل+اين.
[٩] .آج،لب،آل:مقام كنيم.
[١٠] .آب،مش:نگفتند.