روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٩٦ - ترجمه
فَضَلُّوا ،آنگه گفت:گمراهاند ايشان،و هيچ راهى نمىيابند به رشد و صواب، و مراد به نفى استطاعت نه نفى قدرت است،چه اگر نفى قدرت بودى تكليف ما لا يطاق بودى،و در عقل عقلا مقرّر است قبح تكليف ما لا يطاق و قبح تكليف فعل بىآلت و قدرت،و انّما مراد آن است كه:بر ايشان گران مىآيد و سخت تا به منزلت آناناند كه قدرت ندارند،چنان كه يكى از ما گويد:فلان مرا نمىتواند ديدن [١]،و سخن من نمىتواند شنيدن،و چشم آن ندارد كه در من نگرد و مانند اين.و غرض از اينهمه بغض و ثقل باشد.
و بعضى دگر گفتند:معنى آن است كه اختيار هدى و راه راست نمىكنند،و مراد به نفى استطاعت نفى اختيار و داعى [٢]است،چنان كه گفت: هَلْ يَسْتَطِيعُ رَبُّكَ أَنْ يُنَزِّلَ عَلَيْنٰا مٰائِدَةً مِنَ السَّمٰاءِ [٣]... ،تواند خداى تو تا خوانى از آسمان بفرستد،و خلاف نيست در آنكه حواريّان[١٢٠-ر]شاكّ [٤]نبودند [٥]در آنكه خداى تعالى قادر است بر فرستادن خوان.
و وجه سيم [٦]در آيت آن است كه: فَلاٰ يَسْتَطِيعُونَ سَبِيلاً الى ابطال امرك، اين كافران هيچ راه نمىيابند به ابطال كار تو،در كار تو متحيّراند.
تَبٰارَكَ الَّذِي إِنْ شٰاءَ ،گفت:متعالى است خداى تعالى اگر خواهد تو را بهتر ازآنكه ايشان مىگويند بدهد تو را [٧]. جَنّٰاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهٰارُ ،بهشتهايى كه در زير درختان[آن] [٨]جويها مىرود. وَ يَجْعَلْ لَكَ قُصُوراً ،و تو را كوشكها دهد در بهشت.و كوشك را براى آن قصر خواندند [٩]كه دستها كوتاه باشد ازآنكه به ايشان رسد كه در آنجا باشند،و آنان كه بيرون او باشند قاصر باشند [١٠].
ابن كثير و ابن عامر و عاصم به روايت ابو بكر و مفضّل خواندند:«و يجعل»،
[١] .همۀ نسخه بدلها:ديد.
[٢] .اساس:و مراد به نفى استطاعت است و نفى اختيار بر داعى،با توجّه به ديگر نسخه بدلها،تصحيح شد.
[٣] .سورۀ مائده(٥)آيۀ ١١٢.
[٤] .آج،لب،آل:شاكى.
[٥] .اساس:بودند،به قياس با نسخۀ آط،و ديگر نسخه بدلها،تصحيح شد.
[٦] .آل:سوم.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:«تو را»ندارد.
[٨] .اساس:ندارد،از آط،افزوده شد.
[٩] .همۀ نسخه بدلها:خوانند.
[١٠] .چاپ شعرانى+از رسيدن به آن.