روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٢٠ - ترجمه
كنوز و گنجها.و براى آن مال ايشان را گنج خواند كه،آن را زكات نداده بودند و در ره خير نفقه نمىشد [١]. وَ مَقٰامٍ كَرِيمٍ ،و جايهاى نيكو.
كَذٰلِكَ ،همچنين كه گفتم، وَ أَوْرَثْنٰاهٰا [٢]،به ميراث بداديم به فرزندان يعقوب.
فَأَتْبَعُوهُمْ مُشْرِقِينَ ،به دنبال ايشان برفتند در وقت آفتاب بر آمدن،[١٤٦-ر]و نصب او بر حال است.و مشرق داخل باشد در شروق آفتاب،كاصبح و امسى و اضحى.
فَلَمّٰا تَرٰاءَا الْجَمْعٰانِ ،چون هر دو لشكر يكديگر را بديدند-قوم موسى و قوم فرعون-چون موسى-عليه السّلام-به كنار دريا رسيد وقت آن بود كه آفتاب بر مىآمد، فرعون و لشكرش برسيدند،قوم موسى نگاه كردند از پيش دريا بود و از پس لشكر، گفتند:يا موسى! إِنّٰا لَمُدْرَكُونَ ،ما را دريافتند و ما دريافتۀ اينانيم.
موسى-عليه السّلام-گفت: كَلاّٰ ،پرگست. إِنَّ مَعِي رَبِّي سَيَهْدِينِ ،خداى من با من است مرا ره نمايد [٣]راه نجات.
فَأَوْحَيْنٰا إِلىٰ مُوسىٰ ،ما وحى كرديم به موسى كه عصا بر دريا زن.
عبد اللّه سلام گفت:چون موسى به كنار دريا رسيد و خواست تا در دريا شود، اين دعا بخواند:
يا كائنا قبل كلّ شىء و يا مكوّن كلّ شىء،و يا كائنا بعد كلّ شىء اجعل لنا فرجا و مخرجا ،خداى تعالى وحى كرد كه:عصا بر دريا زن.در كلام حذفى است،و التّقدير:فضرب فَانْفَلَقَ .موسى-عليه السّلام-عصا بر دريا زد،دريا شكافته شد. فَكٰانَ كُلُّ فِرْقٍ كَالطَّوْدِ الْعَظِيمِ ،هر پارهاى از او چون كوهى بزرگ بود.[و فرق] [٤]مفعول باشد و فرق مصدر،كالذبح و الذّبح،و النّكث و النّكث.
چنان كه قصّه رفته است موسى دريا بگذرانيد [٥]و فرعون رسيد به كنار دريا چنان كه خداى تعالى گفت: وَ أَزْلَفْنٰا ،اى قرّبنا،و ما نزديك بكرديم آن ديگران را.
و الزّلفة القربة،و منه ليلة المزدلفة،و قيل:جمعناهم،و مراد به«آخرين»،قوم
[١] .اساس:نمىشود،به قياس با نسخه آط و ديگر نسخه بدلها،تصحيح شد.
[٢] .آط،آب،آز،مش+ما.
[٣] .آط،آب:راه نمايند،آج،لب،آل:راهنماينده.
[٤] .اساس:ندارد،از آط،افزوده شد.
[٥] .آط،مه:بگزرانيد،آب،آز:بدرانيد،مش:در دريا بدر آمد.