روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٤٥ - ترجمه
گفت: اَلزُّجٰاجَةُ كَأَنَّهٰا كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ ،آن آبگينه پندارى ستارهاى است درفشان [١]، اين قول عبد اللّه عبّاس است و ابن جريج و ابىّ كعب.و گفتند:مؤمن از بركت اين نور در ميان چهار خصلت است:ان اعطى شكر،و ان ابتلى صبر،و ان حكم عدل، و ان قال صدق،اگر نيز بدهند [٢]شكر گويد،و اگرش ابتلا كنند صبر كند،و اگر حكم كند عدل كند،و اگر گويد راست گويد.كعب الاحبار گفت:مشكات محمّد است-عليه السّلام-و مصباح دل اوست [٣]،نور نور علم و معرفت است در دل او.
و قرّاء خلاف كردند در«درّى».ابن كثير و نافع و ابن عامر و حفص عن عاصم خواندند به كسر«دال»و به تشديد«يا» [٤]على وجه النّسبة الى الدّر.و ابو عمرو و كسائى به كسر«دال»خواندند و به همزه.و حمزه و عاصم در روايت ابو بكر به ضمّ «دال»و همز [٥]خواندند.آنكه«درّى»خواند به كسر«دال»و همز [٦]،گفت:هو فعيل من الدّرء و هو الدّفع [٧]،و براى آن كوكب را درّى خواند كه سريع الانقباض [٨]باشد.و گفتند [٩]:لأنّها تندفع فى المجىء و الذّهاب.و آنكه به ضمّ«دال» [خواند] [١٠]نسبت [١١]كرد او را با درّ در ضياء و روشنايى و حسن و صفاى لون.و قرائت آنكه به ضمّ«دال»خواند با همز،ضعيف است براى آنكه در كلام عرب فعّيل [نيامده است] [١٢]به ضمّ«فا»و تشديد العين،قال سيبويه و الفرّاء:ابو عبيده گفت اين را وجهى توان گفت [١٣]،و آن آن است كه اين«درّوء»على فعّول [١٤]،مثل سبّوح و قدّوس.آنگه [١٥]تتابع ضمّات مستثقل [١٦]آمد ايشان را،«فا»را مكسور كردند،كما قالوا:عتيّا و هو فعول من عتوت [١٧].
[١] .آل:درافشان.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:اگر بدهندش.
[٣] .همۀ نسخه بدلها+و.
[٤] .همۀ نسخه بدلها+بىهمزه.
[٦] [٥] .همۀ نسخه بدلها:همزه.
[٧] .اساس:دفع،با توجّه به آج تصحيح شد.
[٨] .همۀ نسخه بدلها:الانقضاض.
[٩] .همۀ نسخه بدلها:گفتهاند.
[١٢] [١٠] .اساس ندارد،از آط،افزوده شد.
[١١] .اساس:تشبه،به قياس با نسخۀ آط،و ديگر نسخه بدلها،تصحيح شد.
[١٣] .همۀ نسخه بدلها،بجز آز:گفتن.
[١٤] .همۀ نسخه بدلها:على وزن فعول بوده باشد.
[١٥] .همۀ نسخه بدلها+به.
[١٦] .اساس و اغلب نسخه بدلها:مستقبل،با توجّه به چاپ شعرانى(٢٢٠/٨)و فحواى عبارت تصحيح شد.
[١٧] .همۀ نسخه بدلها:عتو.