روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٥١ - ترجمه
نگريزد از او تو را تا به زدن او دفع كنى از دين خداى و روى رسول خداى.امّا شتر به كار بايد [١]تا رحلى و چيزى بر او نهى.برو [٢]درع بفروش.اميرالمؤمنين [٣]-عليه السّلام- از پيش رسول بيامد [٤]و به نمازگاه خود رفت و نماز مىكرد.
رسول-عليه السّلام-سلمان را بفرستاد گفت [٥]:برو على را بخوان.سلمان بيامد و گفت:اجب رسول اللّه،اجابت كن رسول خداى را.على با پيش رسول آمد،چون در آمد رسول گفت:
ابشر يا عليّ فانّ اللّه قد زوّجك بها فى السّماء قبل ان يزوّجكها [٦]فى الارض، بشارت باد تو را اى على كه خداى تعالى فاطمه را به تو داد در آسمان پيش ازآنكه من او را به تو دهم در زمين.
در اين حال فرشتهاى به من آمد با پرها و رويهاى مختلف كه پيش از آن نيامده بود،و مرا بگفت:
ابشر يا محمّد باجتماع الشّمل و طهارة النّسل.
من گفتم:يا فرشته!نام تو چيست؟گفت:نسطاييل [٧]،يكى از جمله موكّلانم به قائمهاى از قوائم عرش.و من اين بشارت از خداى تعالى بخواستهام،و جبريل براثر من مىآيد به تفصيل اين حال.
عبد اللّه ميمون گفت:مرا [٨]روايت كرد ابو حنيفه در مكّه-و جماعتى بسيار طالبيان در پيرامن [٩]او بودند ايستاده و نشسته-از ابو الزبير،از جابر عبد اللّه انصارى از رسول-عليه السّلام-حديث محمود الملك،چنان كه برفت [١٠][١٢٩-پ]و قوله:
جئتك لتزوّج النّور من النّور.
رسول-عليه السّلام-گفت:اين سخن تمام نگفته بود محمود تا جبريل فروآمد و رسول را بشارت داد و گفت:خداى تعالى اين عقد بفرمود بستن در آسمان،و حريرى
[١] .همۀ نسخه بدلها:به كار آيدت.
[٢] .همۀ نسخه بدلها+و.
[٣] .مش+على صلاة اللّه و سلامه عليه.
[٤] .مش:بيرون آمد.
[٥] .مش+يا سلمان.
[٦] .مش:ازواجكم،آج،لب،آل:زوجكما،چاپ شعرانى(٢٩١/٨):ازوّجكها،كه ظاهرا بر همۀ نسخهها رجحان دارد.
[٧] .لب:نسطاهل.
[٨] .همۀ نسخه بدلها:ما را.
[٩] .همۀ نسخه بدلها:در دنبال.
[١٠] .مش:برگرفت.