روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٦٦ - ترجمه
ما به خدا و پيغامبر [١]ايمان داريم و طاعت مىداريم ايشان را،و آنگه بر مىگردند و بر حقيقت مؤمن نهاند ايشان.
علامت نامؤمنى ايشان آن است كه [٢]:چون ايشان را با خداى و رسول مىخوانند تا رسول حكم كند ميان ايشان.بعضى گفتند:راجع است با رسول براى آنكه تولّاى حكم او كند [٣].و بعضى گفتند:راجع است با خداى تعالى كه اگر حكم رسول مىكند آن حكم صادر است از قديم-جلّ جلاله-و بر حقيقت حكم اوست. إِذٰا فَرِيقٌ مِنْهُمْ مُعْرِضُونَ ،گروهى از ايشان چون بنگرى عدول و اعراض كنند،و اين«اذا» مفاجات است-كه معنى او را چند جاى بيان كرديم.
وَ إِنْ يَكُنْ لَهُمُ الْحَقُّ ،و اگر چنان كه حقّ ايشان را بودى، يَأْتُوا إِلَيْهِ مُذْعِنِينَ ، به او آمدندى منقاد و گردننهاده،و لكن چون دانستند كه حقّ نيست ايشان را بل بر ايشان است،و رسول-عليه السّلام-حكم [٤]كه كند از روى حجّت بر ايشان خواهد بودن،از او عدول و اعراض مىكنند.
أَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ ،در دل ايشان بيمارى و شكّ است؟ أَمِ ارْتٰابُوا ،يا به شكّ افتادهاند،و اين خود بر حقيقت چنين است كه اين صفت منافقان است،و انّما بر لفظ استفهام گفت و معنى تقريع و تنبيه،چنان كه يكى از ما گويد جاهلى را:[هما] [٥]تو جاهلى و تو را علمى [٦]نيست با اين كار،با آنكه داند چنين است تا جهل بر او تقرير كند،و مانند اين قول شاعر-شعر:
أ لستم خير من ركب المطايا
و اندى العالمين بطون راح
اين استفهام را معنى تقرير است. أَمْ يَخٰافُونَ أَنْ يَحِيفَ اللّٰهُ عَلَيْهِمْ وَ رَسُولُهُ ،يا مىترسند كه خداى و پيغامبر بر ايشان حيف و ظلم كنند [٧].
[١] .آج،لب،آل:پيغامبران.
[٢] .همۀ نسخه بدلها+و اذا دعوا الى الله و رسوله.
[٣] .مش+ميان ايشان.
[٤] .آط،آب،آز،مش:حكمى.
[٥] .اساس:ندارد،از آط،افزوده شد.
[٦] .اساس:عملى،به قياس با نسخه آط،و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٧] .آط،آج،لب،آز،مش:كند.