روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٧ - ترجمه
رأت و لا اذن سمعت و لا خطر على قلب بشر ،آنچه هيچ چشم [١]نديده است و هيچ گوش چنان نشنيده است و بر خاطر هيچ آدمى [٢]نگذشته است،او را گفت:
سخن گوى،يعنى خازنان او را.ايشان گفتند: قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ، اَلَّذِينَ هُمْ فِي صَلاٰتِهِمْ خٰاشِعُونَ ،انا حرام على كلّ بخيل و مراء،گفت:فلاح يافتند آن مؤمنان كه در نماز خاشع باشند.آنگه[٦٤-ر]گفت:من حرامم بر هر بخيلى و مرائى.
وَ الَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ ،و آنان كه ايشان از لغو [٣]و سخن بيهده [٤]و كار عبث اعراض كنند و عدول نمايند.عبد اللّه عبّاس گفت:لغو،باطل باشد.سدّى گفت:دروغ باشد.كلبى گفت:خلف وعد [٥]باشد.بهرى دگر گفتند:مراد آن است كه ايشان را نهى كردند [٦]از دشنام كافران،چون كافران ايشان را دشنام دادندى.و لغو در كلام عرب،هر قولى يا فعلى باشد كه در او فايده نباشد [٧]،و اين بر اين وجه قبيح باشد.
وَ الَّذِينَ هُمْ لِلزَّكٰاةِ فٰاعِلُونَ ،آنان [٨]كه ايشان فاعل زكات باشند،يعنى زكات مال بدهند چون بر ايشان واجب شود.و قوله: لِلزَّكٰاةِ فٰاعِلُونَ ،از فصيحات [٩]قرآن است،و اين لفظ در كلام عرب آمد،قال اميّة بن الصّلت-شعر:
المطعمون الطّعام في السّنة الاز
مة و الفاعلون للزّكوات
وَ الَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حٰافِظُونَ
،و آنان كه اندامهاى خود را نگاه دارند از حرام و زنا.
إِلاّٰ عَلىٰ أَزْوٰاجِهِمْ ،مگر بر زنانى كه بر ايشان عقد بسته باشند. أَوْ مٰا مَلَكَتْ [١٠]أَيْمٰانُهُمْ ،يا بر پرستاران [١١]كه ايشان را به ملك يمين دارند.و«ما»در محل جرّ است عطفا على«ازواجهم»كه به وطى اين دو نوع ملوم و مذموم نباشند،چه شرع حلال كرده است به اين دو سبب.
فَمَنِ ابْتَغىٰ وَرٰاءَ ذٰلِكَ ،هركه بيرون از اين طلب كند،يعنى گذشته از زن
[١] .همۀ نسخه بدلها بجز آل+چنان.
[٢] .همۀ نسخه بدلها+آن.
[٣] .آب،آز:لغوا.
[٤] .لب،آل:بيهوده.
[٥] .همۀ نسخه بدلها+وعده.
[٦] .آج،لب،آل:نكردند.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:نبود.
[٨] .همۀ نسخه بدلها:و آنان.
[٩] .اساس:فصحات،با توجه به همۀ نسخهها و منابع لغت تصحيح شد.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها+ايمانهم.
[١١] .همۀ نسخه بدلها:پرستارانى.