روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٩ - ترجمه
قوله تعالى: وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسٰانَ مِنْ سُلاٰلَةٍ مِنْ طِينٍ ،حقتعالى از اين جا در قصۀ خلق آدمى و آدم [١]گرفت،گفت: وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسٰانَ ،بهدرستى كه ما انسان را از سلالۀ گل آفريديم.و عبد اللّه عبّاس گفت و مجاهد كه:مراد به انسان هر آدمى است،براى آنكه اصل هر آدمى از آدم است و آدم را از گل آفريدند [٢].و اين قول نيكوست تا مطابق بود آن را كه [٣]گفت:
ثُمَّ جَعَلْنٰاهُ نُطْفَةً فِي قَرٰارٍ مَكِينٍ .و آدم نطفه نبوده است در قرارى.و گفتند مراد به سلاله صفوت و خلاصۀ [٤]آدم است.آنگه«من طين»راجع باشد با آدم،و تقدير آنكه :خلقنا اولاد آدم من مائه و آدم من طين،آنگه اجمال كرد براى آنكه مخاطب هريك به جاى خود بنهد.و سلالة الرّجل،ولده.و كذلك[٦٤-پ]سليله،لأنّه كان [٥]قد استلّ منه،پندارى فرزند [٦]از پدر بيرون آوردهاند.و«فعاله»بنايى باشد براى هر چيز كه از چيزى بيفتد،كالقلامة و القمامة [٧]و النّخامة و النّشارة [٨]،قال الشّاعر-شعر:
و هل كنت الّا مهرة عربيّة
سليلة أفراس تجلّلها بغل
و قال آخر-شعر:
فجاءت به عضب الأديم غضنفرا
سلالة فرج كان غير حصين
و قال آخر-شعر:
و يقذفن في اسلابها بالسّلايل
و قال آخر-شعر:
إذا انتجت [٩]منها المهاري تشابهت
على العود [١٠]الّا بالأنوف سلائله
و قال آخر-شعر:
سليلة سابقين تناجلاها
اذا نسبا يضمّهما الكراع
[١] .همۀ نسخه بدلها:آدمى.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:آفريد.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:آن بود كه:
[٤] .همۀ نسخه بدلها+گل.
[٥] .آط،آج،لب:كانّه.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:فرزند را.
[٧] .آب،آز:الغمامة.
[٨] .ديگر نسخه بدلها:ندارد.
[٩] .آب،آز،مش:انتجت.
[١٠] .كذا در اساس و ديگر نسخه بدلها،طبرى و تبيان:القود.