روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٨ - ترجمه
حلال و پرستار مملوكه، فَأُولٰئِكَ هُمُ العٰادُونَ ،ايشان عادى و متعدّى و ظالم نفس خود و متجاوز حدّ شرع باشند.و«عادى»،در آيت زانى است.
وَ الَّذِينَ هُمْ لِأَمٰانٰاتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ رٰاعُونَ ،و آنان كه امانات و عهد خود را مراعات كنند،امانات نگه دارند تا به جاى بازرسانند در او خيانت ناكرده،و عهدى كه با كسى كنند نگاه دارند و نقض آن نكنند و آن را خلاف نكنند.ابن كثير خواند:«لامانتهم»بر واحد،و باقى قرّاء بر جمع.ابن كثير طلب مطابقه كرد بينها و بين العهد،براى آنكه عهد واحد است.
وَ الَّذِينَ هُمْ عَلىٰ صَلَوٰاتِهِمْ [١]يُحٰافِظُونَ ،و آنان كه ايشان بر نماز [٢]محافظت كنند و مراقبت اوقات او كنند و رها نكنند كه از وقت خود برود وفايت شود.
أُولٰئِكَ هُمُ الْوٰارِثُونَ ،ايشان باشند كه وارثان و ميراثگيران باشند.
آنكه بيان كرد به ميراث چه بردارند،گفت: اَلَّذِينَ يَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ ،گفت:
آنان كه بهشت فردوس به ميراث بردارند،و براى آن به لفظ ميراث گفت كه از كافران بازمانده باشد-چنان كه بيان كرديم در خبرى از رسول-عليه السلام-و اقوال در فردوس گفتهايم در سورة الكهف.و قول آنان كه گفتند به لغت روم بستان باشد، مراد نه آن است كه در قرآن لغت رومى باشد [٣]،اتّفاق باشد بين اللّفظين [٤].
راوى خبر گفت:كه چون وحى فروآمدى بر رسول،به نزديك [٥]او دوىّ [٦]و آوازى بودى چون آواز منج انگبين.يك روز او را وحى آمد و ما مستمع و منتظر بوديم ساعتى بود دست [٧]برداشت و مىگفت:
اللّهمّ زدنا و لا تنقصنا و اكرمنا و لا تهنّا و آثرنا و لا تؤثر علينا. آنگه گفت ده آيت بر من فرود آمد كه هركس كه برآن كار كند به [٨]بهشت شود،آنگه اين ده آيت از اوّل اين سورت بر ما خواند.
[١] .آط،آج،لب،مش:صلاتهم.
[٢] .مش+خود.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:هست،آب،آز،مش+بل.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:اللّغتين.
[٥] .آط،آب،آج،لب+وحى.
[٦] .اساس:ودى،به قياس با نسخۀ آب،تصحيح شد.
[٧] .اساس:داست،با توجّه به ضبط نسخه بدلها،تصحيح شد.
[٨] .آج،لب،آل:در.