روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٦١
إِنَّهُمْ عَنِ السَّمْعِ لَمَعْزُولُونَ ،ايشان معزولاند ازآنكه خبرى شنوند از فريشتگان از جملۀ اخبار آسمان به رجوم ستاره و شهاب چنان كه پيش از اين شنيدندى.
آنگه خطاب كرد با رسول-عليه السّلام-و گفت: فَلاٰ تَدْعُ مَعَ اللّٰهِ إِلٰهاً آخَرَ ،و مراد جز [١]اوست،گفت:با خداى تعالى خداى ديگر [٢]را مخوان [٣]كه پس آنگه از جملۀ معذّبان باشى و عذاب رسيدگانى [٤].
وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ ،و خويشان[نزديك را بترسان،ابتدا كن بالاقرب فالاقرب و الاهم فالاهم.البراء بن عازب روايت كند كه چون خداى تعالى اين آيت فرستاد: وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ ] [٥].رسول-عليه السّلام-كس فرستاد و فرزندان عبد المطّلب را در سراى بو طالب حاضر كرد[و] [٦]اميرالمؤمنين على -عليه السّلام-[را] [٧]فرمود تا براى ايشان [٨]گوسپندى با مدّى گندم طعامى [٩]ساخت و صاعى شير براى ايشان به آن بنهاد.ايشان حاضر آمدند و به عدد چهل مرد بودند، يك مرد بيش يا كم.و هر مردى از ايشان معروف [١٠]بود به آنكه جذعه بخوردى بر يك مقام،و آن شتر بچّۀ پنجساله باشد و فرقى [١١]از شير بازخوردى و آن شست صاعى [١٢]باشد.چون طعام پيش ايشان بنهادند [١٣]ايشان را خنده آمد از آن طعام اندك و گفتند:اى محمّد!اين طعام [١٤]كه خواهد خوردن،كه خورد اين طعام يك مرد از آن ما [١٥]نيست؟رسول-عليه السّلام-گفت:
كلوابسم اللّه ،بخوريد به نام خداى و ياد كنيد نام خداى بر او.ايشان دست به نان و طعام [١٦]دراز كردند و از آن طعام بخوردند و سير شدند،و از آن صاع شير بازخوردند و سيراب شدند،و حقتعالى
[١] .آل:خبر.
[٢] .آج،لب،آز،آل،مش:ديگرى.
[٣] .آط،آج،لب،آل:مخوانيد.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:رسيدگان.
[٧] [٦] [٥] .اساس:ندارد،از آط،افزوده شد.
[٨] .همۀ نسخه بدلها+ران.
[٩] .آط،آج،لب،آل،مش:بطعامى.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها:مشهور.
[١١] .اساس:قدحى،با توجه به اتفاق نسخه بدلها،تصحيح شد.
[١٢] .همۀ نسخه بدلها:شصت صاع.
[١٣] .همۀ نسخه بدلها:نهاد.
[١٤] .مش+را.
[١٥] .همۀ نسخه بدلها:كه اين خورد يك مرد از ما.
[١٦] .همۀ نسخه بدلها:برآن طعام،كه بر متن مرجّح مىنمايد.