روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٥٩
كه:ما كفر در دل كافران بريم، لاٰ يُؤْمِنُونَ بر تقدير آنكه لئلاّ يؤمنوا [١]بِهِ حَتّٰى يَرَوُا الْعَذٰابَ الْأَلِيمَ باطل است براى چند وجه:يكى آنكه،ذكر كفر در اين چند آيت [٢]نرفته است و اين ضميرى باشد عايد الى غير مذكور،و در كلام دليلى نيست[كه] [٣]بر اين راه نمايد.دگر آنكه ادلّۀ عقل كه درست شده است كه خداى تعالى قبيح نكند مانع است از اين.دگر آنكه تقدير اين محذوف كردن بىضرورتى،كه تقدير آن است كه:لئلاّ يؤمنوا،وجهى ندارد.
فَيَأْتِيَهُمْ ،تا به ايشان آيد ناگاه [٤]و ايشان ندانند.گفتند،يكى شنيد كه حسن بصرى مىخواند:فتأتيهم بغتة،«بالتّاء».او را گفت [٥]:يا با سعيد [٦]چگونه مىخوانى اين قرائت و انّما العذاب يأتيهم،و آنچه به ايشان آيد عذاب است،و عذاب مذكّر است به«يا»بايد خواند.حسن او را زجر كرد و گفت:انّما تأتيهم السّاعة بغتة.
فَيَقُولُوا ،اين كافران گويند [٧]در عذاب: هَلْ نَحْنُ مُنْظَرُونَ ،ما را هيچ مهلتى خواهند دادن؟و ايشان را عند نزول عذاب با ايشان هيچ مهلت ندهند.
أَ فَبِعَذٰابِنٰا يَسْتَعْجِلُونَ ،مقاتل گفت:سبب نزول آيت آن بود كه كافران گفتند:
يا محمّد!اين عذاب كه ما را بدان [٨]تهديد مىكنى كى خواهد بودن؟خداى تعالى آيت فرستاد كه اين كافران به عذاب ما استعجال مىكنند و شتابزدگى مىنمايند؟ أَ فَرَأَيْتَ إِنْ مَتَّعْنٰاهُمْ ،تو بينى و دانى اى محمّد كه اگر ما اين كافران را ممتّع داريم در نعمت و برخوردار از آنچه ما دادهايم ايشان را ساليان بسيار؟ ثُمَّ جٰاءَهُمْ ،آنگه به ايشان آيد آنچه ايشان را وعده دادهاند از عذاب.
مٰا أَغْنىٰ عَنْهُمْ ،چون عذاب بيامده باشد هيچ غنا و كفاف نكند از ايشان آنچه ايشان كسب كرده باشند و اندوخته،و ايشان را به آن تمتّع و برخوردارى داده باشند.
آنگه گفت بر سبيل بلاغ حجّت: وَ مٰا أَهْلَكْنٰا مِنْ قَرْيَةٍ إِلاّٰ لَهٰا مُنْذِرُونَ، ذِكْرىٰ ،ما هلاك نكرديم هيچ شهرى و الّا ايشان را پيغامبرانى بودند ترساننده.
[١] .آط،آب:يؤمنون.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:آيات.
[٣] .اساس:ندارد،از آط،افزوده شد.
[٤] .همۀ نسخه بدلها+يعنى عذاب.
[٥] .همۀ نسخه بدلها،بجز مش:گفتند.
[٦] .آب،آز،مش:ابا سعيد.
[٧] .آط،آب،مش:گويند اين كافران گرفتار.
[٨] .همۀ نسخه بدلها+وعده و.