روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٥٨
فروفرستادمى [١].و حسن بصرى خواند:على بعض الاعجميّين به«يا»ى نسبت «يا»ى مشدّد،چه«يا»ى نسبت دو«يا»باشد،و«يا»ى ديگر«يا»ى جمع باشد.
فَقَرَأَهُ عَلَيْهِمْ ،آنگه رسول ما [٢]برآن عجميان خواندى ايمان نياوردندى، گفتندى:ما نمىدانيم كه او چه مىگويد،و ما اين زبان ندانيم،نظيره قوله تعالى:
وَ لَوْ جَعَلْنٰاهُ قُرْآناً أَعْجَمِيًّا لَقٰالُوا لَوْ لاٰ فُصِّلَتْ آيٰاتُهُ ءَ أَعْجَمِيٌّ وَ عَرَبِيٌّ [٣]... ،و يا گفتندى:ما را انفه رها نكند كه به اين ايمان آريم.امّا اعجمىّ،مردى باشد كه تازى نداند گفتن [٤]يا فصيح نباشد در گفتن و اگرچه از بلاد عرب باشد.و عجمىّ، منسوب باشد با بلاد عجم و اگرچه فصيح زبان باشد و ماهر [٥]بر لغت عرب،و كذلك اعرابىّ و عربىّ.
كَذٰلِكَ سَلَكْنٰاهُ فِي قُلُوبِ الْمُجْرِمِينَ ،همچنين ما اين قرآن [٦]در دل اين كافران برديم.و معنى اين«سلك»إخطار [٧]بالبال باشد چه اگر به [٨]معنى خلق علم ضرورى بودى ايشان به آن عالم [٩]بودندى و شك نبودى ايشان را در آن و در صحّت آن،و خداى القاى[آن] [١٠]در دل ايشان بر طريق اقامت حجّت كند بر ايشان تا حجّت بر ايشان متوجّه شود،و اين نوعى [١١]لطيف [١٢]باشد،و اين از جنس خاطر باشد كه ما گفتيم متضمّن بود جهت خوف را كه بعث كند مكلّف را بر نظر،هركس كه عند آن نظر كند به معرفت رسد،و هركس كه نظر نكند در ضلالت ماند و حجّت بر او متوجّه [١٣].
لاٰ يُؤْمِنُونَ بِهِ ،آنگه خبر داد كه:اين كافران به قرآن ايمان نيارند تا آنگه كه عذاب اليم مولم موجع ببينند و بچشند و ملجأ شوند،و آنگه ايشان را ايمان سود ندارد.
و امّا قول آنكس كه گفت: سَلَكْنٰاهُ ،اين ضمير كفر است،و معنى آن است
[١] .فروفرستادمى فروفرستاديمى،آط:فروفرستادمانى.
[٢] .آط+اين قرآن.
[٣] .سورۀ فصّلت(٤١)آيۀ ٤٤.
[٤] .آط،آج،لب،مه+و.
[٥] .اساس:مشاهير،با توجه به آط و ديگر نسخهها،تصحيح شد.
[٦] .آب،آز،مش+را.
[٧] .آط،آب،آز،آل،مش:احضار،آج،لب:اخصار.
[٨] .همۀ نسخه بدلها:ندارد.
[٩] .همۀ نسخه بدلها:عالمتر.
[١٠] .اساس:ندارد،از آط،افزوده شد.
[١١] .آج،لب:نوع.
[١٢] .همۀ نسخه بدلها:لطف.
[١٣] .همۀ نسخه بدلها+شود.