روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٥٤
ايمان نياوردند [١]به او تا [٢]ببينند عذاب دردناك.
آيد [٣]به ايشان ناگاه و ايشان نمىدانند.
گويند ما هستيم مهلت داده.
به عذاب ما شتاب مىكنند؟ نهبينى [٤]كه اگر برخوردارى دهيم ايشان را ساليان؟ پس آيد به ايشان آنچه وعده مىكنند [٥]ايشان را.
نگزيراند [٦]از ايشان آنچه ايشان را برخوردار كرده باشند.
و هلاك نكرديم از شهرى [٧]الّا آن را ترسانندگان بودند.
به ياد دادن [٨]و نبوديم بيدادكار.
و فرونياوردند آن را ديوان.
و نشايد [٩]ايشان را و نتوانند [١٠]ايشان.
ايشان از شنيدن معزولاند.
[١٥٧-ر] و مخوان با خداى ديگر خدايان [١١]كه باشى از عذابكردگان.
و بترسان نزديكتر را از خويشان [١٢].
و فرونه بالت [١٣]براى آنكه
[١] .آط،آب:نيارند،آج،لب،آل،مش:نمىآرند.
[٢] .مش:بر آنكه.
[٣] .آط،آب:بيايد،آج،لب،آل:پس بيايد.
[٤] .آط،آج،لب،آل:بينى،آب،مش:آيا ديدى.
[٥] .آب،مش:وعده دادهاند.
[٦] .مش:بىنياز نكرد.
[٧] .آب،مش:دهى.
[٨] .آب،مش:يادداشت.
[٩] .آج،لب،آل:نسزد،آب،مش:سزاوار نبود.
[١٠] .آب،مش:توانايى نداشتند.
[١١] .آب:با خداى خداى ديگرى،آط،مش:با خداى خداى ديگر.
[١٢] .آط،خويشان نزديكت را.
[١٣] .آب،مش:فرودار بال خود را،آج،لب،آل:نرم دار بال تو را.