روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٥٣ - ترجمه
عبد اللّه مسعود گفت كه:اين در نفخۀ بازپسين باشد در قيامت.زاذان گفت:در نزديك عبد اللّه مسعود شدم،جماعتى توانگران [١]در پيش او بودند با جامههاى خز و بردهاى يمنى.من [٢]خواستم كه نزد [٣]او روم،مرا تمكين نكردند.من گفتم:اى عبد اللّه مسعود!اين براى آن است كه [٤]مردى عجمىام [٥]،مرا دور كردهاى و اينها را نزديك؟مرا گفت:پيش [٦]درآى،و مرا بر خود بنشاند چنان كه ميان من و او كس نبود،آنگه گفت:چون روز قيامت باشد،خداى تعالى بفرمايد تا دست بنده و پرستار گيرند و منادى بر او ندا كند-على رءوس الاشهاد:هذا فلان بن فلان،اين فلان است پسر فلان است،هركس را كه پيش او حقّى است بياييد و مطالبه كنيد.
اصحاب حقوق كه بر او حقوق [٧]دارند شادمانه شوند،تا زن بيايد و در شوهر آويزد و برادر در برادر و پدر در فرزند،آنگه بر خوانند: فَلاٰ أَنْسٰابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ وَ لاٰ يَتَسٰاءَلُونَ ، خداى تعالى مىگويد:حقّ اينان بده.گويد:بار خدايا!از كجا آرم؟دنيا رفت و مال دنيا فانى شد،و مرا چيزى نيست كه با ايشان دهم.حقتعالى گويد:از ثواب و [٨]اعمال او بگيرى [٩]و به اصحاب حقوق دهى به مقدار حقّ ايشان تا خشنود شوند.آنچه او را باشد بگيرند و به مدّعيان حقها دهند،اگر او را مثقال حبّة من خردل حسنهاى [١٠]بماند،خداى تعالى آن را مضاعف كند و به آن به بهشت برد او را،آنگه بر خوانند [١١]كه: ...لاٰ يَظْلِمُ مِثْقٰالَ ذَرَّةٍ وَ إِنْ تَكُ حَسَنَةً يُضٰاعِفْهٰا وَ يُؤْتِ مِنْ لَدُنْهُ أَجْراً عَظِيماً [١٢].
و اگر بندهاى شقى باشد فرشتگان گويند: [١٣]او را عملى نيست،يا عملى نماند او را به مقدار آنكه در برابر حقّ ايشان افتد،گويد [١٤]:گناهان ايشان بگيريد و بر او نهيد [١٥]، او را به گناه خود و ايشان به دوزخ بريد.اين قول اصحاب حديث است و مذهب
[١] .همۀ نسخه بدلها:بجز مش:توانگر.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:مى.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:بر.
[٤] .همۀ نسخه بدلها+من.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:اعجمىام.
[٦] .آط،آج،لب،آل،مش:پيشتر.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:حقّ.
[٨] .آط،آب،آز،مش:ندارد.
[٩] .آل:برگيرى.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها:حسنتى.
[١١] .همۀ نسخه بدلها:برخواند.
[١٢] .سورۀ نساء(٤)آيۀ ٤٠.
[١٣] .همۀ نسخه بدلها+بار خدايا.
[١٤] .مش+خداى تعالى.
[١٥] .همۀ نسخه بدلها+و.