روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٦٧ - ترجمه
و او را به خانۀ على برى،و خرّمى كنى،و رجز خوانى،و فحش نگويى و چيزى كه خداى نپسندد [١]،و تكبير و تحميد خداى گويى.
ايشان بيامدند و فاطمه را بياراستند و حليّى [٢]كه او را بود از ميراث خديجه-رضى اللّه عنها-بر او كردند،و چادرى در سر او دادند،و هفتاد حور [٣]فروآمدند از بهشت و گرداگرد او در استادند،و آنجا رفتند و مىگفتند:لا اله الّا اللّه ما اكرم محمّدا [٤]و اهل بيته على اللّه،چه گرامىاند محمّد و اهل البيت او بر خداى.
جابر بن عبد اللّه الانصارىّ گفت:رسول-عليه السّلام-بفرمود تا استر [٥]شهبايش را زين كردند،و او را بر نشاند.و سلمان را فرمود:تا عنان او گرفت،و رسول -عليه السّلام-با او [٦]برفت و اهل البيت [٧]از:حمزه و عقيل و جعفر [٨]و جز ايشان،در پيش مىرفتند و با سلاح.و در روايت جابر جبريل-عليه السّلام با هفتاد هزار فرشته در صحبت ايشان بود،و ميكاييل با هفتاد هزار فرشته.و زنان رسول-عليه السّلام-در پيش مىرفتند و رجز مىگفتند.اوّل كس كه از ايشان رجز گفت،امّ سلمة الخير بود كه مىگفت-شعر:
سرن بعون اللّه جاراتي
و اشكرنه في كلّ حالات
و اذكرن ما انعم ربّ العلى
من كشف مكروه و آفات
فقد هدانا بعد كفر و قد
انعشنا ربّ السّماوات
و سرن مع خير نساء [٩]الورى
تفديك عمّاتي [١٠]و حالات
يا بنت من فضّله ذو العلى
بالوحى منه و الرّسالات
اين [١١]مىگفت و زنان بيت اوّل [١٢]بازمىگفتند.رسول-عليه السّلام-چون اين بشنيد شاد شد و او را دعا كرد به خير.
[١] .آط:و چيزى بگوى كه خدا بپسندد،ديگر نسخه بدلها:فحش مگويى كه خداى تعالى نپسندد.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:حلى و حلل.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:حورى.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:...الا اللّه و محمدا رسول اللّه.
[٥] .آج،لب،آل:اشتر.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:ايشان.
[٧] .همۀ نسخه بدلها+رسول.
[٨] .اگر مراد جعفر بن ابى طالب باشد ظاهرا از نظر تاريخى نبايد درست باشد،چه او در زمان برگزارى اين مراسم در مدينه نبوده است.
[٩] .آج،لب،آل:خير النّساء.
[١٠] .چاپ شعرانى(٣٠٢/٨):تفدى بعمّات.
[١١] .آج،لب+بيت،چاپ شعرانى(٣٠١/٨)+رجز.
[١٢] .آل:زنان همچنين بيت او،مش:زنان بيت او را.