روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٦٦
وَ الشُّعَرٰاءُ يَتَّبِعُهُمُ الْغٰاوُونَ ،و شاعران را غاويان و جاهلان [١]متابعت كنند.
عبد اللّه عبّاس گفت:شياطيناند و ايشان نيز شياطين را [٢]تابعه شعرا مىخوانند،و اعتقاد كردهاند كه تلقين شعر شياطين مىكنند ايشان را،و هركس را كه شيطان او در اين باب قوىتر باشد شعر او بهتر باشد،از اين جا گفت شاعر ايشان-شعر:
انّي و كلّ شاعر من البشر
شيطانه انثى و شيطاني ذكر
و سبب استمرار اين شبهت بر ايشان ازآنجاست كه ايشان را شعر گفته مىشود بىرنج و انديشۀ بسيار آنچه ديگران مثل آن نتوانند گفتن به رنج و تكليف [٣]،ايشان مىپندارند كه آن شياطين تلقين مىكنند،انّما آن به علمى ضرورى است از قبل خداى-عزّ و جلّ.
ضحّاك گفت دو شاعر در عهد رسول-عليه السّلام-با يكديگر خصومت كردند، يكديگر را هجا كردند:يكى از انصار بود و يكى از قومى ديگر،و هريكى را جماعتى در قفا ايستادند و معاونت مىكردند،خداى تعالى اين آيت فرستاد.
صادق [٤]-عليه السّلام-گفت مراد شاعران كفّارند چون:عبد اللّه بن الزّبعرى، و هبيرة بن ابي وهب،و مسافع بن عبد مناف،و عمرو بن عبد اللّه الجمحي،و اميّة بن ابى الصّلت كه ايشان رسول را-عليه السّلام-هجو كردند و مردم در دنبال ايشان فتادندى [٥]به وقت انشاد اين اشعار.
ابو عصيف [٦]روايت كرد از رسول-عليه السّلام-كه او گفت:
من احدث هجاء في الاسلام فاقطعوا لسانه، هركه در اسلام هجاى احداث كند زبانش ببرّى.
سعيد جبير گفت از عبد اللّه عبّاس كه:چون رسول-عليه السّلام-مكّه بگشاد، ابليس نالهاى كرد و نعرهاى زد سخت.اصحاب او بر او مجتمع شدند گفتند [٧]:چه بود [٨]؟گفت:پس از امروز طمع مداريد كه كفر را قوّتى بود،و لكن در عرب شعر
[١] .اساس:و شاعران را و غاويان را جاهلان،با توجّه به نسخه بدلها و معنى آيه،تصحيح شد.
[٢] .آط:ندارد.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:تكلّف.
[٤] .مش:حضرت امام جعفر صادق.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:ايستادندى.
[٦] .چاپ شعرانى(٣٦٩/٨):ابو عطيف.
[٧] .مش+او را كه.
[٨] .مش+كه نعره و فريادى از سوز درون برآوردى.