روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٥٦
نيكيها و ذكر خداى كنند [١]بسيارى،و كينه كشند [٢]پس ازآنكه بر ايشان ستم كرده باشند،و بدانند آنان كه ستم كرده باشند كه به چه بازگشتنگاه گردند [٣].
قوله تعالى: وَ إِنَّهُ لَتَنْزِيلُ رَبِّ الْعٰالَمِينَ ،حقتعالى گفت: وَ إِنَّهُ [٤]ضمير قرآن است[يعنى اين قرآن تنزيل خداى جهانيان است.و تنزيل،مصدر باشد و مراد منزّل است جز آن است] [٥]كه به عرف شرع قرآن و فرقان و وحى [٦]تنزيل محقّق شده است بر اين كتاب،و اگرچه در اصل وضع حقيقت نبوده است [٧].
نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ ،اهل حجاز و ابو عمرو خواندند:«نزل»به تخفيف«زا» من النّزول بر فعلى لازم،و روح الامين به رفع بر فاعليّت.و باقى قرّاء«نزّل [٨]» خواندند [٩]بر فعل متعدّى به تشديد«زا»،بر آنكه فعل خداى را باشد-جلّ جلاله.و «روح الامين»،به نصب خواندند بر مفعول به.بر قرائت اوّل،معنى آن باشد كه:
فرود آرد [١٠]روح الامين اين قرآن را بر دل تو.و بر قرائت دوم:فروفرستاد خداى-جلّ جلاله-جبريل را به اين قرآن بر دل تو.
لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرِينَ ،تا از جمله ترسانندگان باشى [١١].
بِلِسٰانٍ عَرَبِيٍّ مُبِينٍ ،به زبانى تازى روشن،و براى آن گفت: عَلىٰ قَلْبِكَ ،بر دل تو،كه رسول-عليه السّلام-خواننده نبود،جبريل-عليه السّلام-قرآن بر وى خواندى تا او به دل فراگرفتى و ياد گرفتى.
[١] .آج،لب،آل:ياد كردند خداى را.
[٢] .آب،مش:داد بستانند،آج،لب،آل:و مكافات نمودند.
[٣] .آط،آب،مش:بازگردند،آج،لب،آل:بازمىگردند.
[٤] .همۀ نسخه بدلها+ها.
[٥] .اساس:ندارد،از آط،افزوده شد.
[٦] .همۀ نسخه بدلها،بجز آب+و.
[٧] .همۀ نسخه بدلها+و شايد كه مصدر باشد به معنى مفعول،كالرّضىّ بمعنى المرضى،و اين مذهب كوفيان باشد.
[٨] .ال:انزل.
[٩] .همۀ نسخه بدلها:خوانند.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها:آورد.
[١١] .همۀ نسخه بدلها+«با»تعلّق دارد به«نزل»،و مراد به«لسان»لغت است،چنان كه:و ما ارسلنا من رسول الّا بلسان قومه[سورۀ ابراهيم(١٤)آيۀ ٤].