روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٢٨ - ترجمه
ايشان بود،ايشان را به شوهر دهند.بعضى علما گفتند:اين امر واجب است،و آنچه قول بيشتر علماست آن است كه:اين سنّت است،و اين مذهب ابو حنيفه است و اصحابش و مذهب شافعى و مالك و اوزاعى و ليث [١]و مذهب ما همچنين است.امّا مذهب داود آن است كه:امر بر وجوب است،هركه طول دارد بر او واجب آن است كه زن آزاد را به زنى كند،و هركه طول ندارد [٢]كنيزكى را به زنى كند،و همچنين [٣]بر زنان نكاح واجب است.و بعضى فقها گفتند:نكاح در حقّ حرائر واجب است،و در حقّ پرستار [٤]چون [٥]راغب باشد سنّت است.و«ايّامى»جمع ايّم باشد،و ايّم از مردان آن بود كه زن ندارد،و از زنان آنكه شوهر ندارد،يقال:امرأة [٦]ايّم و ايّمة،كما يقال:امرأة [٧]عزب و عزبة،و قد آمت المرأة تئيم ايما و ايوما و تأيّمت تأيّما،قال الشّاعر-شعر:
فان تنكحى [٨]انكح و ان تتأيّمي
و ان كنت[افتى] [٩]منكم اتأيّم
و قال آخر-شعر:
أ لم تر انّ اللّه اظهر دينه
و سعد بباب [١٠]القادسيّة معصم
فأبنا و قد امت نساء كثيرة
و نسوة سعد ليس منهنّ ايّم
و قال آخر:
قد يتمت بنتي و امت كنّتي
[١١]
و شافعى را قولى آن است كه:واجب است عند حاجت و توقان سخت،و اصحاب او حمل كردند على السّنّة المؤكّدة،و دليل بر اين قول رسول است -عليه السّلام-كه گفت:
النّكاح سنّتي فمن رغب عن سنّتي فليس منّي ،گفت:نكاح سنّت من است،هركه [١٢]رغبت كند از سنّت من از من نباشد،و همچنين گفت:
[١] .همۀ نسخه بدلها:،بجز مه:اوزاعى است.
[٢] .همۀ نسخه بدلها+بر او واجب است.
[٣] .همۀ نسخه بدلها+گفت.
[٤] .آج،لب،آل:حرائر.
[٥] .آب،آز+به.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:ندارد.
[٧] .آط،آج،لب:لقراة،چاپ شعرانى(٢٠٩/٨):للمرء.
[٨] .اساس:تنكح،با توجّه به آط تصحيح شد.
[٩] .اساس:ندارد،از آط،افزوده شد.
[١٠] .اساس:به بام،به قياس با نسخۀ آط،و ديگر نسخه بدلها،تصحيح شد.
[١١] .آط،آج،لب،كنيتى.
[١٢] .مه+كس.