روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٣٦ - ترجمه
ابو العاليه و عكرمه گفتند:ابليس است و قابيل،براى آنكه او اوّل كس [١]بود كه خون به ناحق ريخت و قاعدۀ معاصى نهاد.
فَمٰا لَنٰا مِنْ شٰافِعِينَ ،نيستند ما را هيچ شفاعت كنندهاى [٢].و«من»زيادت است مؤكّدة للنّفى [٣].
وَ لاٰ صَدِيقٍ حَمِيمٍ ،و نه دوستى خويش [٤]،و اين آنگه گويند كه پيغامبران -عليه السّلام-و مؤمنان گنهكاران را شفاعت كنند.
و جابر بن عبد اللّه الانصارى روايت كرد از رسول-عليه السّلام:روز قيامت چون اهل بهشت در بهشت قرار گيرند،يكى از جملۀ ايشان گويد:بار خدايا!حال دوست من-فلان-چيست؟حقتعالى گويد:او به دوزخ است گرفتار به گناه خود [٥].مؤمن شفاعت كند و گويد:بار خدايا!اگر از كرم تو روى دارد،او را به من بخش[گويد:
بخشيدم] [٦].بروند و او را از دوزخ بيارند.عند آن حال كافران گويند: فَمٰا لَنٰا مِنْ شٰافِعِينَ وَ لاٰ صَدِيقٍ حَمِيمٍ .
صالح المرّىّ روايت كرد از حسن بصرى كه او گفت:هيچ بنده [٧]نباشد كه جماعتى مجتمع شوند بر ذكر خداى و در ميان ايشان بندهاى بود از اهل بهشت و الّا شفاعت [٨]در حقّ ايشان قبول كنند،و اهل ايمان شفيع باشند بعضى در [٩]بعضى،و ايشان به نزديك خداى مشفّع و مقبول [١٠]الشّفاعة باشند.
فَلَوْ أَنَّ لَنٰا كَرَّةً فَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ ،آنگه تمنّى [١١]محال كردن گيرند كه اگر ما را با دنيا رجعتى باشد و ما با دنيا شويم،ما از جمله مؤمنان باشيم و ايمان آريم.و «لو»در جاى«ليت»نهاد براى آن جواب [١٢]را با«فا»منصوب بكرد،فالتّقدير:فليت لَنٰا كَرَّةً فَنَكُونَ .و براى آن«لو»به جاى«ليت»نهاد[كه] [١٣]متضمّن معنى تمنّى
[١] .همۀ نسخه بدلها:كسى.
[٢] .مش:شفاعتكنندگان.
[٣] .اساس:النّفى،به قياس با ديگر نسخه بدلها،تصحيح شد.
[٤] .مش:و خويش.
[٥] .همۀ نسخه بدلها،بجز لب+اين.
[١٣] [٦] .اساس:ندارد،از آط،افزوده شد.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:جاى.
[١٢] [٨] .همۀ نسخه بدلها+او.
[٩] .همۀ نسخه بدلها+حقّ.
[١٠] .مش:قبول.
[١١] .همۀ نسخه بدلها:تمنّاى.