روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٨٨ - ترجمه
حسن بصرى گفت:حدّ المفتري با جامه زنند،و اين روايت است از باقر -عليه السّلام.و نخعى گفت:جامه از او بردارند،و به نزديك ما حدّ مفترى با جامه زنند،و حدّ زنا برهنه.قوله: وَ لاٰ تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهٰادَةً أَبَداً ،و نيز از حكم او آن است كه گواهى او هرگز قبول نكنند مادامكه [١]برآن مصرّ باشد اگر توبه كند و حدّ توبه او آن بود كه خويشتن را دروغزن كند و گويد:دروغ گفتم،آنگه گواهى او قبول كنند و داخل بود در تحت [٢]استثنا،و اين مذهب ماست و مذهب شافعى سواء اگر حد زده باشند او را و اگر نزده باشند،و اين قول مسروق است و زهرى و شعبى [٣]و طاوس و مجاهد و سعيد جبير[٨٧-ر]و عمر بن عبد العزيز و ضحّاك و قول صادق و باقر است -عليها السّلام.و مذهب ابو حنيفه و اصحابش و اهل عراق آن است كه:او داخل نيست در استثنا،بل استثنا راجع است الى قوله: وَ أُولٰئِكَ هُمُ الْفٰاسِقُونَ ،و مقصور است بر او،و اين قول شريح است و سعيد بن المسيّب و حسن و ابراهيم.و امّا به توبه حدّ [٤]او ساقط نشود براى آنكه از حقّ [٥]مقذوف است اگر او عفو كند ساقط شود و الّا به توبه حقّ خداى ساقط شود به اسقاط او.اما حدّ زانى اگر توبه[كند] [٦]پيش ازآنكه گواهان بر او گواهى دهند حدّ ساقط شود به نزديك ما،و اگر پس از آن باشد حدّ ساقط نشود. وَ أُولٰئِكَ هُمُ الْفٰاسِقُونَ ،و آنان كه اين كنند از قذف محصنات فاسق باشند.
إِلاَّ الَّذِينَ تٰابُوا ،الّا آنان كه توبه كنند.خلاف كردند در اين استثنا و مانند اين از هر استثنايى كه متعقّب باشد چند جمله كلام [٧]راجع بود با آنكه در بر او بود يا راجع بود با جمله [٨].شافعى و اصحابش گفتند:راجع باشد الى با جمله آنچه متقدّم باشد،و ابو حنيفه و اصحابش گفتند:راجع باشد الى ما يليه فقط،و مذهب ما آن است كه صحيح بود رجوع او با هريكى از آن،و قطع نتوان كردن بر [٩]يكى از آن الّا به دليلى
[١] .همۀ نسخه بدلها:تا.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:حدّ.
[٣] .همۀ نسخه بدلها+و عطاء.
[٤] .همۀ نسخه بدلها+از.
[٥] .آج،لب،آل:حدّ.
[٦] .اساس:ندارد،از آط،افزوده شد.
[٧] .همۀ نسخه بدلها+را.
[٨] .آب،آز،مش:جملى.
[٩] .اساس:و،با توجّه به آط و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.