روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٩٠ - ترجمه
فقهاست و جوابهاى [١]آن در كتب اصول فقه مشروح است-و اين جا بيش از اين احتمال نكند.
إِلاَّ الَّذِينَ تٰابُوا مِنْ بَعْدِ ذٰلِكَ وَ أَصْلَحُوا ،الّا آنان كه توبه كنند پس از آن و اصلاح كنند،پشيمان باشند به آنچه كرده باشند و عزم كنند كه ديگر نكنند و خويشتن دروغزن كنند،آنگه اسم فسق از ايشان زائل شود.و به قبول شهادت بازشوند به ادلّه شرعى و اخبار [٢]كه آمده است در اين باب،منها،از آن جمله حديث مغيره بن شعبه كه چون جماعتى آمدند و بر او گواهى دادند به زنا در عهد عمر خطّاب [٣]،سه كس گواهى بدادند،و چهارم گفت:من گواهى زنا نمىدهم،و لكن كارى منكر ديدم.عمر بفرمود تا آن سه كس را حدّ زدند،دو كس توبه كردند و يكى اصرار كرد.ايشان را با قبول گواهى برد [٤]و آن را كه توبه نكرده بود گواهى نشنيد،و هيچ [٥]از صحابه بر او انكار نكرد،دليل كند كه اين اجماع صحابه است. فَإِنَّ اللّٰهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ ،خداى تعالى آمرزنده[٨٧-پ]و بخشاينده است،بيامرزد او را و رحمت كند.
قوله تعالى: وَ الَّذِينَ يَرْمُونَ أَزْوٰاجَهُمْ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُمْ شُهَدٰاءُ إِلاّٰ أَنْفُسُهُمْ -الآية، حقتعالى گفت:و آنان كه ايشان قذف كنند زنان خود را،و گواه ندارند بر ايشان جز خويشتن را، فَشَهٰادَةُ أَحَدِهِمْ ،گواهى يكى از ايشان أَرْبَعُ شَهٰادٰاتٍ بِاللّٰهِ ،چهار سوگند به خداى باشد كه بخورند [٦]بر آنكه ايشان راست گويند در آن دعوى كه مىكنند.كوفيان خواندند:[اربع] [٧]شهادات،به رفع«عين»على خبر الابتداء و هو قوله: فَشَهٰادَةُ أَحَدِهِمْ ،اين مبتداست و اربع خبر اوست،و باقى قرّاء به نصب «اربع»خواندند على انّه مفعول،لقوله: فَشَهٰادَةُ أَحَدِهِمْ ،براى آنكه مصدر عمل فعل كند.و بعضى دگر گفتند:على تقدير فعل محذوف،و التّقدير:فشهادة احدهم
[١] .همۀ نسخه بدلها:جواب.
[٢] .آب،آج،لب،آز،مش:اخبارى.
[٣] .اساس+رضى اللّه عنه.
[٤] .آب،آز:بزد.
[٥] .همۀ نسخه بدلها+كس.
[٦] .آج،لب:بخورد.
[٧] .اساس:ندارد،به قياس با نسخۀ آط،از قرآن مجيد افزوده شد.