روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٠ - ترجمه
ثُمَّ جَعَلْنٰاهُ نُطْفَةً فِي قَرٰارٍ مَكِينٍ ،آنگه آن انسان را كه فرزند آدم است آن [١]را نطفهاى كرديم در قرارگاهى ممكّن اوّل در صلب پدر آنگه در رحم مادر.آنگه بيان كرد كه ما آدمى را در وقت آفريدن از چند حال به حال گردانيديم،گفت:
ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً ،اين«خلق»،به معنى تقدير است و به معنى جعل و تصيير [٢].گفت آنگه آن نطفه را علقه گردانيديم،و علقه خون [٣]بسته باشد،اى علق بعضها بعضا و تعلّق بعضها ببعض،آنگه آن علقه را مضغة گردانيديم،و مضغة پارۀ گوشت خاييده باشد،فعلة به معنى مفعول [٤].آنگه آن مضغة را استخوان در او پديد كرديم [٥].و آنگه آن استخوان را گوشت بر [٦]پوشانيديم ثُمَّ أَنْشَأْنٰاهُ خَلْقاً آخَرَ ،آنگه او را خلقى دگر آفريديم،يعنى حيات در او آفريديم.اين قول عبد اللّه عبّاس است.بعضى دگر گفتند:مراد به خلقى دگر آن است كه او را موى بروياند و دندان بر آرد.بعضى دگر گفتند:به آنكه عقلش بيافريند [٧].بعضى دگر گفتند:به آنكه نر از ماده پديد كند. فَتَبٰارَكَ اللّٰهُ أَحْسَنُ الْخٰالِقِينَ ،متعالى است قديم-جلّ جلاله-از ميان همه خلقان قديم-سبحانه و تعالى- ازآنجا كه مقتضى [٨]حكمت اوست آدمى را از اين آبى كه آن را نطفه خواند [٩]،و آن آبى است كه از ميان پشت و استخوانهاى [١٠]سينه بيرون [١١]آيد چنان كه گفت: يَخْرُجُ مِنْ بَيْنِ الصُّلْبِ وَ التَّرٰائِبِ [١٢].بيافريد و آن آب از غذايى و طعامى كه آدمى خورده باشد به نصيب،آنجا رسد خداى تعالى از او نطفه آفريند [١٣].آنگه مدّتى-چندان كه خداى خواهد-در پشت مرد مىباشد.چون [١٤]خلوت كند با زن آن آب فرود آرد و به رحم زن رساند،در رحم زن مىباشد بيست روز و در آن مدّت بتدريج علقه مىشود.چون بيست روز تمام شود علقه شده باشد،باز بيست روز ديگر آن علقه را مضغه گرداند بتدريج.باز آن مضغه را بيست روز ديگر
[١] .همۀ نسخه بدلها:او.
[٢] .آج،لب:تصير.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:خونى.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:مفعوله.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:آورديم.
[٦] .لب،آج،آل+او.
[٧] .آج،لب:بيافريدند.
[٨] .همۀ نسخه بدلها:مقتضاى.
[٩] .همۀ نسخه بدلها:خوانند.
[١٠] .آط:استخانها.
[١١] .همۀ نسخه بدلها+مى.
[١٢] .سورۀ طارق(٨٦)آيۀ ٧.
[١٣] .همۀ نسخه بدلها:آفريد.
[١٤] .مش:تا آنكه.