روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٤٥ - ترجمه
آيت كه:خداى تعالى علقه شنبه [١]بيافريد و در صلب آدم نهاد،آنگه از صلب آدم به صلب شيث رسانيد،آنگه آن را مىگردانيد از اصلاب طاهرين به ارحام مطهّرات، آنگه آن را ببخشيد و دونيمه كرد،يكنيمه در صلب عبد اللّه نهاد و يكنيمه [٢]در صلب ابو طالب.از نيمۀ اوّل و فاضلتر مرا آفريد كه محمّدم،و مرا نبوّت و رسالت و كتاب داد،و از نيمۀ ديگر على را آفريد و او را طهارت و شجاعت و وصيّت داد، فذلك قول اللّه تعالى: وَ هُوَ الَّذِي خَلَقَ مِنَ الْمٰاءِ بَشَراً فَجَعَلَهُ نَسَباً وَ صِهْراً وَ كٰانَ رَبُّكَ قَدِيراً ،
فانا و علىّ خلقنا من نور واحد ،مرا و على را از يك نور آفريدهاند.
ابو الحسن علىّ بن محمّد بن حمدويه القزوينى [٣]روايت كرد از ابو احمد بن سليمان [٤]الغازى عن الرّضا-عليه السّلام-عن آبائه-عليهم السّلام-از [٥]اميرالمؤمنين علىّ -عليه السّلام-كه او گفت[رسول-عليه السّلام] [٦]مرا[گفت] [٧]:
يا علىّ اعطيت ثلاثا لم اعطها اعطيت صهرا [٨]مثلي و لم اعط و اعطيت مثل زوجتك فاطمة و لم اعط و اعطيت مثل الحسن و الحسين و لم اعط، گفت:تو را سه چيز دادند كه مرا ندادند:پدر زنى دادند تو را چون من و مرا ندادند،و جفتى دادند تو را چون فاطمه و مرا ندادند،و فرزندانى دادند تو را چون حسن و حسين و مرا ندادند.
زيد الشّحّام [٩]روايت كرد از صادق-عليه السّلام-از پدرانش از حسين بن على -عليه السّلام-كه او گفت:يك [١٠]روز با برادرم حسن على [١١]در بعضى كويهاى [١٢]مدينه مىرفتيم،جابر بن عبد اللّه انصارى و انس بن مالك از پيش ما بر افتادند،امّا جابر مالك نبود بر خود تا در پاى ما افتاد و بوسه بر دست و پاى ما مىداد.انس او را ملامت كرد و گفت:تو با سنه [١٣]و مكان تو از رسول اين مىكنى؟جابر گفت:بسيار
[١] .كذا:در اساس،ديگر نسخه بدلها:ندارد.
[٢] .آط،آب،آز:ديگر نيمه،آج،لب،آل:نيمۀ ديگر.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:ابو الحسن على بن مهرويه القزوينى.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:ابو احمد داود بن سليمان.
[٥] .آب،آج،لب،آز،آل،مش:عن.
[٧] [٦] .اساس:ندارد،از آط،افزوده شد.
[٨] .اساس:صهراى،به قياس با نسخۀ آط،تصحيح شد.
[٩] .همۀ نسخه بدلها:زيد بن الشّحام.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها+من.
[١١] .آب،آز،مش:حسن بن على.
[١٢] .مش:كوهها.
[١٣] .كذا:در اساس،آط،آب،آج،لب،آل:سنت،آز:نسبت،مش:شيبت،تفسير گازر(٣٠/٧):سنّ،چاپ شعرانى(٢٨٨/٨):شيبت:ضبط اساس مىتواند به يكى از دو صورت:«سنّت»،و«سنّت»هم خوانده شود.