روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٧٩ - ترجمه
سرطان،و اسد،و سنبله،و ميزان،و عقرب،و قوس،و جدى،و دلو،و حوت.و آن دوازده برج،خانهها و منازل اين هفت ستارهاند كه:زحل،و مرّيخ،و مشترى،و زهره،و عطارد،و آفتاب،و ماهاند.
حمل و عقرب خانۀ [١]مرّيخ است،و ثور و ميزان خانۀ [٢]زهره است [٣]،جوزاء و سنبله خانۀ [٤]عطار داند،و قوس و حوت خانۀ [٥]مشترىاند [٦]،جدى و دلو خانۀ [٧]زحلاند [٨]، سرطان[خانۀ] [٩]قمر است [١٠]،اسد خانۀ آفتاب است.
و اين بر[و] [١١]ج بر چهار ضرب است:بخشنده بر چهار طبع در چهار فصل [١٢]هريكى سه برج،و آن را مثلّثات خوانند:حمل و اسد و قوس مثلثۀ نارى است [١٣]،ثور و سنبله و جدى مثلّثۀ ارضى است،جوزاء و ميزان و دلو مثلّثۀ هواى [١٤]است،سرطان و عقرب و حوت مثلّثۀ آبى است.
مفسّران خلاف كردند در تفسير بروج،عطيّة العوفى گفت:مراد به بروج كوشكها [١٥]است كه نگاهبانان و حرس از فرشتگان در او باشند،گفت بيانه قوله تعالى: [وَ لَوْ كُنْتُمْ فِي بُرُوجٍ مُشَيَّدَةٍ ،اى قصور محكمة] [١٦]،و قال الاخطل-شعر:
كانّها[بروج] [١٧]رومىّ مشيّدة
لزّت بجصّ و آجرّ و احجار
ابو صالح گفت:بروج،ستارههاى بزرگاند [١٨].عطا گفت:بروج،«شرج» است و آن درهاى آسمان است كه آن را«مجرّه»خوانند. وَ جَعَلَ فِيهٰا سِرٰاجاً ،در او چراغى كرد يعنى آفتاب،نظيره قوله: ...وَ جَعَلَ الشَّمْسَ سِرٰاجاً [١٩].
حمزه و كسائى و خلف«سراجا»خواندند به لفظ جمع،و گفتند:مراد ستارگانند.و باقى قرّاء«سراجا»،و المراد به الشّمس. وَ قَمَراً مُنِيراً ،و ماهى تابان.
وَ هُوَ الَّذِي جَعَلَ اللَّيْلَ وَ النَّهٰارَ خِلْفَةً ،آنگه از جمله تذكّر [٢٠]نعمت و تعداد آثار [٢١]
[٢] [١] .آج،لب،آل:خانههاى.
[١٠] [٣] .همۀ نسخه بدلها+و.
[٧] [٥] [٤] .همۀ نسخه بدلها:خانههاى.
[٨] [٦] .آب،آز،مش+و.
[١٧] [١٦] [١١] [٩] .اساس:ندارد،از آط،افزوده شد.
[١٢] .آط+نصيب.
[١٣] .همۀ نسخه بدلها:نارىاند.
[١٤] .همۀ نسخه بدلها:بادى.
[١٥] .آب،آز،مش:كوشكهايى.
[١٨] .همۀ نسخه بدلها:ستارههاست كه نور كند.
[١٩] .سورۀ نوح(٧١)آيۀ ١٦.
[٢٠] .مش:تذكير.
[٢١] .همۀ نسخه بدلها:آيات.