روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٩٢ - ترجمه
گفتند منزّهى تو نبايد ما را كه بگيريم از فرود تو از دوستان و لكن برخوردارى دادى [١]ايشان را و پدر ايشان را تا فراموش كردند ياد تو و بودند گروهى هلاك شده.
به دروغ داشتند شما را به آنچه مىگويى نتوانند بازگردانيدن و نه يارى كردن و هركه بيدادى [٢]كند از شما بچشانيم او را عذابى بزرگ.
[١١٩-ر] و نفرستاديم پيش تو از پيغامبران الّا و ايشان خوردندى طعام و رفتندى در بازارها،و كرديم بهرى شما را براى [٣]بهرى فتنهاى،صبر مىكنى و بود [٤]خداى تو هميشه بيناست [٥].
قوله تعالى: تَبٰارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقٰانَ عَلىٰ عَبْدِهِ ،«تبارك»،تفاعل من البركة.
عبد اللّه عبّاس گفت:معنى آن است كه بركت آورد خداى تعالى.حسن گفت:
معنى آن است كه بركت همه از نزديك او باشد.ضحّاك گفت:تعظّم و تمجّد، بزرگوار و مجيد است خداى-جلّ و علا [٦].و محقّقان گفتند:معنى«تبارك»اى ثبت فيما لم يزل و لا يزال حاصلا على صفة [٧]الكمال،يعنى قديم-جلّ جلاله-در لم يزل و لا يزال حاصل بود و بر صفات كمال:از قادرى و عالمى و حيّى و موجودى،آنكه به خلاف همه موجودات و معلومات است و در لا يزال حاصل است بر صفت مريدى و كارهى و مدركى،چه اين سه صفت خداى تعالى متجدد است به تجدّد معنى و شرط.و اصل كلمه«ثبوت»باشد من بروك البعير و بروك الطّير على الماء.
[١] .مش:بهرهمند گردانيدى.
[٢] .مش:بيداد.
[٣] .آط،مش:بهرى راى از شما براى.
[٤] .كذا:در اساس،ديگر نسخه بدلها:ندارد.
[٥] .آط:مىكنى و خداى تو هميشه بينا بوده است.
[٦] .آط،آب،آج،لب:خداى تعالى.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:صفات.