روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٠٣ - ترجمه
اوّل كه عامّۀ قرّاء مىخوانند مطّرد است،و«من»به جاى خود است و معنى او تأكيد نفى است كه آن را نحويان زيادت مىخوانند،و اين قول معتمد است. وَ لٰكِنْ مَتَّعْتَهُمْ وَ آبٰاءَهُمْ ،و تو ايشان را متمتّع و برخوردار گردانيدى. حَتّٰى نَسُوا الذِّكْرَ ،تا قرآن رها كردند و برآن كار نكردند.و گفتند:مراد به«ذكر»،رسول است،[و] [١]گفتند:اسلام است،و گفتند:توحيد است،و گفتند:ذكر خداست-جلّ و علا [٢]. وَ كٰانُوا قَوْماً بُوراً ،و مردمانى بودند هلاك شده و شقاوت و خذلان بر ايشان غالب.
حسن و ابن زيد گفتند:«بور [٣]»،آنان باشند كه در ايشان هيچ خير نبود.
ابو عبيده گفت:اصل او از«بوار»است و آن كساد و فساد بود،و اين اسمى است به معنى مصدر،كالزّور،واحد و جمع و تثنيه در او يكسان باشد،قال ابن الزّبعرى-شعر:
يا رسول المليك انّ لساني
راتق ما فتقت اذ انا [٤]بور
و قيل:هو جمع بائر،و هو الخراب،كغائط و غوط،و عائد و عود.
قوله تعالى: فَقَدْ كَذَّبُوكُمْ بِمٰا تَقُولُونَ ،در او دو قول گفتند:يكى [٥]خطاب با مشركان است،يعنى فرشتگان و پيغامبران شما را كه مشركانى شما را [٦]به دروغ [١٢١-پ]مىدارند در آنچه مىگويى.[ابن زيد گفت:خطاب با مؤمنان است، يعنى مشركان شما را به دروغ مىدارند در آنچه مىگويى] [٧]از نبوّت رسول ما و ديگر انبيا-عليه و عليهم السّلام.
فرّاء گفت:آنكس كه«يقولون»به«يا»خواند،[گفت] [٨]:«ما»مصدرى است،يعنى بقولهم: فَمٰا تَسْتَطِيعُونَ .حفص به«تا»خواند،و دگر قرّاء به«يا».بر قرائت عامّۀ قرّاء [٩]،آن است كه اين بتان يا اين بتپرستان هيچ نتوانند بلاى از شما بگردانيدن يا نصرت خود كردن.بعضى دگر گفتند:معنى آن است كه اين كافران صرف تو كه محمّدى نتوانند كردن[از حق و نصرت خود نتوانند كردن] [١٠].و آنكه به
[١٠] [٨] [٧] [١] .اساس:ندارد،از آط،افزوده شد.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:جلّ جلاله.
[٣] .آب،آج،لب،آل،آز،مش:بورا.
[٤] .اساس:اما،به قياس با نسخۀ آط،و ديگر نسخه بدلها،تصحيح شد.
[٥] .همۀ نسخه بدلها+آنكه.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:ندارد.
[٩] .آب،آج،آز،لب،مش+معنى.